شيراز فرستاده بود . و جمعى از لشكر شيراز به جنگ ايشان بيرون آمدند . و به وقت جنگ دو تير از شست شيرازيان گشاده يافته بر مقتل هردو سردار لشكر ابراهيم رسيد . و آن لشكر شكسته به ابراهيم بيگ ملحق شدند . و ابراهيم بيگ را ديگر طاقت توقف در فارس و كرمان نماند . و چون از شكست و قتل برادر آگاه نشده بود ، متوجه ساوه شد .
و سلطان خليل بعد از قتل برادرش جمعى را به آن حدود فرستاده بود كه از او خبردار باشند . و ايشان از رسيدن ابراهيم بيگ آگاه شده متوجه او شدند . و در حدود ساوه ابراهيم بيگ گرفتار شد و به نظر سلطانش رسانيدند . و بعد از آنكه حكم قتل او صادر شده بود ، خبر مخالفت يعقوب بيگ رسيد و ابراهيم بيگ محبوس ماند .
و يعقوب بيگ چون زمستان را در ديار بكر بگذرانيد و لشكريان تركمان اكثر به او اتفاق كردند ، متوجه آذربايجان شد . و در هرمنزل جمعى كثير نزد او مىآمدند . حسنعلى بيگ بايندر . . . « 1 » دچار بود . ايل الدى بيگ حسنى نيز به او ملحق شد . و ارندكس « 2 » سلجوقشاه بيگم مادرش آمده پسر را از مخالفت برادر منع كرد . و حاجى بيگ موصلو را به واسطهء تجديد عهد و پيمان نزد سلطان خليل فرستادند . و در كنار آب فرات خبر عصيان و قتل مراد بيگ رسيد و يعقوب بيگ امرا و لشكريانش را جمع آورده بعد از تقديم مشورت و قرارداد توجه آذربايجان همه را بر اتفاق سوگند داد . و سلطان خليل از توجه برادر آگاه شده به عزيمت جنگ روان شد .
و يعقوب بيگ ، سليمان بيگ نحس و عمر بيگ چاكر و اسكندر بيگ پيلتن را به رسم منقلاى روان ساخت و در كنار رودخانهء ارجيس ، يعقوب بيگ آنچه در خزانه داشت ، بر لشكريان قسمت كرد . و جمعى از كوتهانديشان كفايت پيشه او را از اسراف منع كردند . در جواب گفت كه « بعد از فتح ، خزانه بسيار است و اگر قضيه منعكس است ، نگاه داشتن به جهت دشمنان محض بىعقلى است . »
و در منزل سربند ماهى ، احمد اسفنديار و امير ارسلان آمده ملازمت كردند . و در منزل ديوخانه حاجى بيگ موصلو كه به ايلچيگرى رفته بود ، بازآمد و اخبار رسانيد . و سلطان خليل اروق را در سهند گذاشته به تبريز آمد . و يعقوب بيگ ، بايندر بيگ را به كمك منقلاى فرستاد . و امير حسن برناك نيز در منزل سعما مايار به يعقوب بيگ ملحق شد و يعقوب بيگ رسيد . در اين منزل به امراى منقلاى خلع گرانمايه و كمر شمشيرهاى مرصع فرستاد .
و خبر قرب سلطان خليل و لشكر منقلاى به يعقوب بيگ رسيد . ايلغار نموده به منقلاى
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخواناست .
( 2 ) . م : ازندكس . مفهوم نيست .