فرستاد و هشت كشتى فرنگان به دست مسلمانان درآمد [ 634 ب ] و مجموع مردم كشتىها به قتل رسيدند و قلعه را به زور گرفته ، سه هزار كس را در قلعه به قتل رسانيدند . و على پاشا مظفر و منصور بازآمد . و سال ديگر على پاشا متوجّه قلعهء والوا و امبوس - كه از توابع ونديك بود - شد . و هردو قلعه را به جنگ بگرفت و غنيمت بسيار يافت و مظفر به خدمت قيصر آمد .
و قيصر ، ممالك خود را بر فرزندان خود قسمت كرد : ولايت طربوزان به سلطان سليم تعلّق گرفت . سليم اگرچه از برادران خردتر بود ، اما به غايت شجاع و دلاور و صاحب داعيه بود . و در تدبير ملك و ضبط لشكر و قهر كردن مخالفان عديل و نظير نداشت و به غايت فاضل و دانا بود . « 1 » و بدين جهت لشكريان روم او را خواهان بودند .
و احمد ، برادر بزرگش ساعتى فراغت را به پادشاهى روى زمين برابر نمىكرد و هميشه اوقاتش به شرب مدام و مصاحبت ساقيان گلاندام مصروف مىشد . و سلطان رخت پسر ديگر قيصر به فضيلت و عدالت و شجاعت مشهور بود .
شرح احوال هريك به موضع خود گفته آيد ، ان شاء اللّه وحده العزيز .
و احوال عراقين و آذربايجان و شروان كه معظم بلاد ايران است ، در اين سنوات آن است كه بعد از آنكه حسن بيگ بر سلطان ابو سعيد ظفر يافت در سنهء هشتصد و هشتاد و يك به غزاى گرجستان رفت و مظفر و منصور با غنيمت بسيار معاودت فرمود . و به وقت مراجعت بىحضور شده به غايت ضعيف به تبريز رسيد و به توبه و استغفار و رد مظالم مشغول شد . و فرزندانش يعقوب بيگ و يوسف بيگ بر بالين پدر حاضر بودند . و سلطان خليل كه از برادران به سال بزرگتر بود ، از شيراز به ايلغار به بالين پدر آمد . و حسن بيگ در شب عيد رمضان سنهء هشتصد و هشتاد و دو در تبريز وفات يافت و در باغ دختر به تبريز مدفون گشت « 2 » :
بود سلطان حسن آن شاه كه خلق * همره خاك رهش مىرفتند
بهر تاريخ وفاتش همه كس * « شه دين پرورِ عاقل « 3 » گفتند »
هامش
( 1 ) . سلطان سليم ، از يك طرف در جنگ و سياست لقب « ياووز » يعنى سنگدل داشت و با قزلباشهاى روم همان رفتار را داشت كه شاه اسماعيل با سنّيان ايران داشت ، از طرف ديگر از تشويق شاعران فارسىگوى دريغ نمىورزيد . خود با تخلص سليم يا سليمى ديوانى شامل دو هزار بيت شعر فارسى دارد كه علاوه بر چاپ 1306 هجرى در استانبول ، بار ديگر در برلين در سال 1904 م به دستور ويلهلم امپراتور آلمان توسط پاول تصحيح و چاپ شده است .
( 2 ) . پيكر اوزون حسن در مدرسهء نصيريه - كه از مستحدثات خود وى در باغ صاحب آباد تبريز بود - دفن شد . امروزه از بقعهء حسن پادشاه و مقابر اولادش در اين محل اثرى پيدا نيست . - توضيح مرحوم ميرزا جعفر سلطان القرايى بر روضات الجنان . . . درويش كربلايى ، ج 1 ، ص 524 ؛ نيز رك : تاريخ جهان آرا ، ص 253 .
( 3 ) . مرحوم حاج حسين نخجوانى در مواد التواريخ ( ص 272 ) لفظ « عادل » ضبط كرده تا به حساب ابجد رقم 882 درست آيد .