حسن بيگ پادشاه [ ى ] دانا و قاهر و صاحب شوكت و رعيتپرور بود و به جميع امور سلطنت از جزوى و كلى خود بازمىرسيد . عمل او در استيفاى مال و حقوق ديوان تا غايت در ايران قانون است . هميشه حكمتش بر نهج راستى و عدالت بود . و ارباب فضيلت را حرمت بسيار مىداشت و اسباب معيشت ايشان آماده مىنمود . « 1 » و هردو پادشاه عظيم الشأن كه به وقت جنگ هريك نوكران مثل او داشتند به توفيق الله مظفر شد ؛ يعنى : جهانشاه و سلطان [ ابو ] سعيد را .
و حسن بيگ پسر على بيگ است و على بيگ پسر قراعثمان [ ملقّب به قره ايلوك - زالوى سياه ] كه احوالش مكررا مذكور شد . و او را هفت پسر بود . اغريو محمد با پدر مخالفت كرده به روم رفت و آنجا در سال فوت پدر ، فوت شد . « 2 » و زينل بيگ در جنگ روم كشته شد .
مقصود بيگ با اغريو محمد اتفاق داشت ، به فرمان پدر محبوس گشت و به حكم سلطان خليل ، برادر وى ، بعد از پدر كشته شد . و سلطان خليل و احوال يعقوب ميرزا و يوسف ميرزا و مسيح ميرزا مذكور خواهد شد .
و سلطان خليل بعد از فوت پدر پادشاه شد . و يعقوب بيگ از برادر متوهّم شده رخصت ديار بكر - كه الكاى او بود - گرفت . « 3 » و مادر يعقوب بيگ ، سلجوقشاه خاتون و برادرش ، يوسف بيگ به او همراه رفتند . و سليمان بيگ سحر كه به يعقوب بيگ متفق بود به حكم سلطان خليل توقف كرد و با وجود آنكه در آن زمستان سرما درجهء كمال داشت ، سلطان يعقوب متوجه ديار بكر شد .
گويند كه در نواحى بندهاى . . . « 4 » برف به آن مرتبه بود كه چون به حكم يعقوب بيگ كوفته شد ، شتران كه در آن راه مىرفتند ، به نظر درنمىآمدند و به وقت فرود آمدن خدمتكاران به وقت طعام خوردن در برف طاقها ترتيب داده اسباب و ادوات در آن مىچرخيدند . و در منزل اويس قرن برف كمتر شد . و امراى ديار بكر به استقبال آمدند . و قاسم بيگ قرامانلو و
هامش
( 1 ) . در كتابخانهء اوزون حسن بيگ 58 تن كارمند و مأمور عهدهدار وظايف مختلف بودند . تعداد اين كاركنان اهميت و احترامى را كه اين فرمانرواى شرق براى علم و دانش قايل بود ، به خوبى نشان مىدهد . تعداد افراد گروه موسيقى كه « اهل طرب » ناميده مىشدند . . . نود و هشت نفر بود . - اوزون چارشىلى ، « جريانهاى فكرى در اميرنشينهاى آناتولى و . . . » ترجمهء وهاب لى ، مجلّهء تحقيقات تاريخى ، س 1 و 2 ، ش 4 و 5 ، ص 116 .
( 2 ) . صورت صحيح نام وى « اوغورلو » است . اوغور : خير ، بركت ، يمن ، سعادت . - رسملى ، قاموس تركى ، چاپ آنكارا ، 1936 م . بنا به تصريح مرحوم كسروى وى بعد از آنكه از پدر رويگردان شده به روم رفت ، در آنجا كشته شد .
- كاروند ، ص 151 .
( 3 ) . به گفتهء نادر ميرزا قاجار « . . . او را دهايى نبود و كارها نه به رأى درست كردى . سرداران تركمان به سوى يعقوب برادرش همىنگريستند . . . تا كار به ميان دو برادر به شمشير كشيد . » - تاريخ و جغرافياى دار السّلطنهء تبريز ، به كوشش غلامرضا طباطبايى مجد ، تبريز ، ستوده ، 1373 ش ، ص 407 .
( 4 ) . ق : يك كلمه ناخواناست .