تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5461

مساهمون:

ص٥٤٦١
[ 634 الف ] و ايلچى قرابقران در اين سال آمده طلب صلح نمود . و ايلچى انكروس - كه يكى از سرداران معتبر آنجا بود - در اين سال آمد و رخصت يافت و در راه يكى از مسلمانان او را به قتل آورد . و نوكران ايلچى قاتل را هلاك كردند . و در سنهء هشتصد و نود و سه « 1 » قيصر عزم انتقام چراكسه فرمود و اكثر امراى معتبر خود را به طرطوس فرستاد . و هفت قلعه از تصرف مصريان بيرون رفت . و در اين سال در ادرنه صاعقه به هفت خانه رسيد و همه ويران شد . و در سال هشتصد و نود و چهار قيصر در اسلامبول قشلاق كرد . و بداغ بيگ ذو القدر اغلان را مدد و كمك داده بر سر علا الدوله ذو القدر فرستاد و ايشان غافل به ولايت علا الدوله درآمده يك پسر او را دستگير كردند و هردو چشمش را كور كردند . و علا الدوله تمام لشكر خود را جمع آورد و با ايشان جنگ ظفر يافت . و اسكندر بيگ ميخال اغلان « 2 » كه از سرداران معتبر روم بود ، گرفتار شد و علا الدوله او را به مصر فرستاد . و در سنهء هشتصد و نود و شش « 3 » چراكسهء مصر به الكاى قرامان درآمدند و ايلچى به طلب صلح نزد قيصر به اسلامبول فرستادند . و قيصر به واسطهء آمدن ايلچى فريب خورد و مصريان فرصت يافته تمام ولايت قرامان را تاراج كردند و قيصر آگاه شده متوجه ايشان شد . و بعد از جمعيت امراى روم ، مصريان به ولايت خود مراجعت نمودند و روميان صلاح در تعاقب نديده به ييلاق رفتند . و در اين سال در اسلامبول صاعقهء عظيمى روى نمود و بر توپخانهء قيصر زد و انبار داروى تفنگ آتش گرفت و دو سه محله را بالتمام ويران كرد و تمام مردم آنجا هلاك شدند و از عمارات اثر نماند . و در سنهء هشتصد و نود و شش قيصر متوجه فتح قلاع متون و قرون « 4 » از ولايت موره شد . و در تاريخ هشت بهشت كه مولانا ادريس بدليس [ ى ] آن را به نام سلاطين آل عثمان نوشته مذكور است كه اگرچه سلاطين سابق چند قلعه از آن مملكت را مسخر كرده بودند ، اما معظم بلاد آن ديار و قلاع استوار آن بقاع در كنار دريا كه ممر و مفر سفاين فرنگان مغرب زمين بود ، هنوز به تصرف مسلمانان درنيامده بود . و شهر متون و قلعهء قرون به زيادتى استحكام از ديگر قلاع امتياز داشت ؛ چه ، بىآنكه كشتى بسيار از راه دريا به پاى آن قلعه‌ها آيد محاصره سودى نداشت .
هامش
( 1 ) . م : سنهء ثلاث و تسعين و ثمانمائه . ( 2 ) . ق : اسكندر بيگ مجال اغلن ؛ م : محال اوغلن . تصحيح از تاريخ عثمانى اوزون چارشىلى . ( 3 ) . م : سنهء هشتصد و نود و چهار . ظاهرا بايد وقايع سنهء هشتصد و نود و پنج باشد ! ( 4 ) . ق : فرون .