تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5460

مساهمون:

ص٥٤٦٠
جنگ كردند و بايزيد ظفر يافت و جم گريزان شد . و بايزيد او را چندان تعاقب كرد كه از مملكت خود بيرون كرد و به اسلامبول معاودت نمود . و مملكت قرامان را به احمد پاشا داد . و فرنگان در اين اوقات فرصت يافته قلعه موليه را مسخر كردند . و سال ديگر باز برادرش لشكر جمع كرده به ميان مملكت درآمد . و سلطان بايزيد باز متوجه او شده ديگر باره بر او ظفر يافت و هم از راه دريا به فرنگستان گريخت و قيصر به اسلامبول بازگشت و احمد پاشا را در حسن عيد به قتل آورد . و در سنهء هشتصد و هشتاد و هشت قاسم بيگ قرامان اغلان فوت شد و قيصر يورش به صوفيه و موره نمود . و دو قلعه در ولايت موره ساخته به اسلامبول بازآمد . و در سه‌شنبه بيست و يك ربيع الأول سنهء هشتصد و هشتاد و نه آتش در ادرنه افتاد و تمام بازارهاى آن شهر بسوخت و نقصان بسيار به سوداگران رسيد . و عارى « 1 » عالى در اين سال در ادرنه ساختند . و قلعهء كل نيز در اين سال به تصرف قيصر درآمد . و آق كرمان نيز در اين يورش مسخر شد . و در سنهء هشتصد و هشتاد و نه « 2 » قيصر به ييلاق كله رفت . و ايلچى مصر و هندوستان و انكروس در ملازمت وى آمدند و خوشدل رخصت يافتند . و خادم على پاشا را در اين سال با لشكر بسيار به تاخت قرابقران « 3 » فرستاد و ايشان سه مرتبه آن ولايت را تاراج نمودند و با غنايم بىنهايت به روم آمدند . و هم در اين سال ميان پادشاه مصر و شام و حلب و آل عثمان نزاع شد ؛ چه ، لشكر مصريان به سردارى قيصر بيگ و اوزبك دواتدار و تيمور بيگ به نواحى طهوس « 4 » آمدند . و قوى بيگ و فرهاد بيگ ، داماد قيصر و سوناسان آنادولى و قرامان با ايشان جنگ كردند و مصريان ظفر يافتند . قيصر از اين خبر برآشفته لشكر روم ايلى را به سردارى محمد بيگ خضر اغلان و تمام لشكر آنادولى را به سردارى بيرسنگ اغلان به جنگ چراكسه فرستاد و بار ديگر مصريان جنگ كرده روميان را شكست دادند و چند سردار معتبر روميان كشته شد . و سلطان بايزيد بار ديگر داوود پاشاى وزير را با جمعى كثير و توپخانهء بسيار به جنگ ايشان فرستاد و لشكر مصر به ولايت خود معاودت نمود . و داوود پاشا بر سر علا الدوله ذو القدر رفت . قيصر چون شنيد كه مصريان مراجعت نمودند ، داوود پاشا را بازطلبيد .
هامش
مانده كه سرگذشت پرحادثه و غم‌انگيز دوران سيزده سالهء اسارت و تبعيد را بيانگر است . ديوان مزبور به سال 1355 شمسى چاپ شده است . - دكتر محمد امين رياحى ، زبان و ادب فارسى در قلمرو عثمانى ، تهران ، پاژنگ ، 1369 ، ص 166 . ( 1 ) . مفهوم نشد . در نسخ اين چنين است . شايد عمارى باشد ! ( 2 ) . ق : سنهء 809 . به يقين اشتباه كاتب است . ( 3 ) . م : قراروان . ( 4 ) . م : طوس .