تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5459

مساهمون:

ص٥٤٥٩
بيرون آورد و به روم معاودت نمود . و
« يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً »
تاريخ اين فتح است . و در سنهء هشتصد و هفتاد و نه در اسلامبول قشلاق نمود و سليمان پاشا را به اسكندريه فرستاد و او آنجا نيز كارى نساخت . سعى بسيار كرد و اكثر ديوار حصار را به توپ ويران كرد ، اما قلعه به تصرف درنيامد و از آنجا به ولايت قرات‌اوا « 1 » رفت و آنجا نيز كارى نساخت ؛ چه ، زمستان در كمال صعوبت و لشكريان به واسطهء دو سفر متعاقب پريشان شده بودند ، لاجرم معاودت نمود . و در همين سال محمود پاشاى وزير به حكم قيصر كشته شد . و در سنهء هشتصد و هشتاد كفه « 2 » و قرم « 3 » و دشت قپچاق مطيع و منقاد قيصر شدند . و در سنهء هشتصد و هشتاد و يك ، قيصر متوجه قرات‌اوا شد . و حاكم آنجا به جنگ بيرون آمد و شكست يافت . و تمام آن ولايت را لشكر روم تاراج نمودند . و هم در اين سفر به موره رفته حصارى را كه حاكم انكروس ساخته بود ، بگرفت و به اسلامبول معاودت نمود . و در هشتصد و هشتاد و دو بر دور خانهء خود در اسلامبول حصارى محكم بنا كرد و جمعى كثير از امرا را به تاخت ولايت فرنگ فرستاد . و در سنهء هشتصد و هشتاد و سه يورش اسكندريه نمود . و چون مردم آنجا حصارى شده بودند ، سعى بىنهايت در تسخير حصار نمود و بسيارى از مردم به قتل رسيدند و فتح ميسر نشد خود معاودت نمود . و احمد بيگ اونوس اغلان را به محاصره بازداشت و او به آهستگى آن قلعه را مسخّر كرد . و در سنهء هشتصد و هشتاد و چهار قيصر در اسلامبول قشلاق كرد و لشكر به انكروس فرستاد . و لشكر انكروس جنگ عظيم كردند ، و لشكر روم بعضى محال را تاخته معاودت نمودند . و در سنهء هشتصد و هشتاد و پنج بعضى از لشكر روم به ولايات فرنگ رفتند و بعضى قلاع را مسخر ساخته با غنيمت بسيار مراجعت كردند . و در سنهء هشتصد و هشتاد و شش در مقام كلىوبر سلطان محمد بىحضور شده به اجل طبيعى درگذشت و نعش او را به اسلامبول برده دفن كردند . سلطان محمد پادشاهى عظيم الشأن بود . توقيعات بزرگ يافت . از آن جمله فتح اسلامبول بود . و در نوزدهم ماه ربيع الأول هشتصد و هشتاد و شش بايزيد پسرش به جاى او حاكم شد و جميع امرا و وزراى پدر را برقرار قديم رعايت كرد . و برادرش ، جم « 4 » سلطان كه حاكم قرامان بود ، با او مخالفت كرده در ينگى شهر
هامش
( 1 ) . ق : قرابقرا ؛ م : قراتوان . اصلاح از احسن التواريخ روملو و مطلع السّعدين . ( 2 ) . نسخ : كفته . اصلاح از احسن التواريخ ( ص 594 ) . ( 3 ) . م : مرو . ( 4 ) . از اين شاهزادهء نگون‌بخت كه پس از پناهنده شدن به سلاطين فرنگ به مدت سيزده سال در قلعه‌هاى مختلف در فرانسه و ايتاليا محترما زندانى بود و در 29 جمادى الأول 900 / 25 فوريه 1495 در نتيجهء بيمارى يا مسموميت درگذشت و با مرگش به يكى از بزرگ‌ترين مسائل سياسى بين المللى آن روز خاتمه داد ، ديوان شعرى به فارسى بر جاى