تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5444

مساهمون:

ص٥٤٤٤
با جمعى از امرا ايشان را تعاقب نمايد . و به موجب فرموده قاسم بيگ متوجه ايشان شد . و تنبل از آن طرف آمد و به مغولان همراه شد و به اتفاق جنگ كرده قاسم بيگ را شكست دادند و جمعى كثير از امرا و نزديكان پادشاه در اين معركه گرفتار شدند . و ميرزا جهانگير و تنبل قوى شده متوجه اندجان شدند و يك ماه در بيرون اندجان نشستند و مكررا جنگ شد . اما كارى از پيش نرفت . كوچ كرده به اوش رفتند . و در نهصد و پنج حضرت فردوس مكانى به قدر مقدور لشكر جمع كرده به جانب اوش روان شد . و مخالفان طاقت نياورده به جانب اندجان روان شدند . و پادشاه نواحى اوزكند را تاخته قلعهء مادر را كه خليل برادر تنبل در آنجا بود ، بعد از دو جنگ به صلح مسخر ساخت و خليل را با هشتاد كس مقيد به اندجان فرستاد . و تنبل و رفيقان به نواحى اندجان رسيده اراده نمودند كه به دزدى قلعه را بگيرند و شب نردبان نهاده قصد برآمدن به فصيل نمودند . و مردم درون آگاهى يافته به مدافعت برخاستند و ايشان را كارى از پيش نرفت و پادشاه به يك فرسنگى ايشان رسيد . و تنبل در كنار آب جايى كه واسطه بود ميان دو لشكر مضبوط شد و چهل روز در برابر يكديگر نشستند . و امير قنبر على در اين ايام به واسطهء بىحضورى از پادشاه جدا شده به اوش رفت و بعد از صحت مراجعت نمود . و امير سلطان احمد قراول پدر قوچ بيگ - كه از نوكران ميرزا بايسنقر بود - بعد از واقعهء او جدا شده نزد آن حضرت رفت . و آن حضرت به قصد جنگ سوار شد . و تنبل و جهانگير ميرزا طاقت جنگ نياورده به تعجيل كوچ كردند . و پادشاه به جاى ايشان فرود آمد . و روز ديگر خبر مخالفان از سه فرسخى اندجان رسيد . آن حضرت به عزم جنگ ترتيب صف‌ها نموده به طرف ايشان روان شد . و هردو لشكر به يكديگر رسيده جنگ عظيم شد . و پادشاه ظفر يافته جهانگير ميرزا و تنبل فرار بر قرار اختيار كردند و بسيارى از لشكر ايشان به قتل آمدند و پادشاه مظفر و منصور به اندجان درآمد . و در اين وقت قنبر على كه به جهت لشكر و يراق « 1 » از او بهترى در لشكر آن حضرت نبود ، به مبالغهء تمام رخصت ولايت خود گرفت . و مردم ديگر نيز تقليد او كرده رخصت گرفتند . و تنبل ، ايلچى نزد سلطان محمود خان فرستاده طلب مدد نمودند . و به وسيلهء برادر تنبل كه نوكر خان بود ، سلطان محمد بيگ با پنج شش هزار سوار به كمك ميرزا جهانگير بيگ تعيين شد . و آن لشكر آمده كاشان را قبل كردند . و آن حضرت چون آگاه شد با وجود شدت برودت هوا متوجه آن طرف شد .
هامش
( 1 ) . م : يراق و لشكر .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5444 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى