تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5441

مساهمون:

ص٥٤٤١
سپاهيان آن ولايت به سعادت ملازمت سرافراز شدند و رعايت يافتند و امراى قديم كه جان سپارىها كرده بودند ، به مراحم پادشاهانه سرافراز شدند . و سلطان احمد تنبل از همه بيشتر رعايت يافت . و چون قلعهء سمرقند و اكثر ولايات به صلح به دست آمده بود و به دست سپاهيان چيزى كرامند درنيامد ، و اكثر ولايت نيز در اين ايام به واسطهء اختلاف فرزندان سلطان ابو سعيد ميرزا به غايت ويران شده بود ، بنابرآن سپاهيان آن حضرت بىسامان شده رو به تفرقه آوردند و نخست مغولان كه سردار ايشان ابراهيم بيكجيك بود تمام گريختند و خانعلى بيان و سلطان احمد تنبل نيز فرار نمودند . و به جهت تسكين اين فتنه ، آن حضرت خواجه قاضى را نزد اوزون حسن فرستاد كه گريختگان را بعضى تأديب نموده ، بعضى را تسلى كرده به سمرقند فرستد . و اوزون حسن خود با ايشان متفق بود . بلكه به تحريك او اين جماعت گريخته بودند . چون تنبل و اوزون به هم رسيدند ، آشكارا در مقام ياغيگرى شدند و ميرزا جهانگير را كه برادر آن حضرت بود ، به سلطنت برداشته ، به آن حضرت پيغام فرستادند كه « چون سمرقند به تصرف پادشاه درآمد ، ولايت اندجان را به ميرزا جهانگير مسلم مىبايد داشت . » و آن حضرت در جواب اين التماس ايشان كه از روى گستاخى و بىادبى بود ، سخنانى كه موافق مدعاى آن جماعت نبود ، بر زبان آورد . و ايشان در مجموعه در اخسى جمع شده متوجّه اندجان شدند . و آن حضرت قولون خواجه مغول را كه از معتمدان بود ، به اندجان « 1 » به تعقيب آن جماعت فرستاد . و آن جماعت آگاه شده جمعى را به ايلغار فرستادند و در راه قولون خواجه را گرفته نزد اوزون حسن بردند و به قتل آوردند . و على دوست طغاى و مولانا قاضى قلعهء اندجان را محكم كرده عرايض به درگاه فرستاد . و به حسب اتفاق در آن ايام مزاج مبارك پادشاه از منهج اعتدال منحرف شد . و بيمارى صعب روى نمود و اطبّا در معالجه يد بيضا نموده صحت كامل حاصل شد . و در اين ايام هميشه كتابات مردم اندجان كه مشعر بر طلب كمك و اظهار بىطاقتى بود ، مىرسيد . بنابرآن پادشاه كامران بعد از چند روز كه در سمرقند توقف واقع شده بود ، متوجه اندجان شد . و به واسطهء استماع خبر بىحضورى پادشاه مردم اندجان مضطرب شده قلعه را به مخالفان دادند . و مولانا قاضى كشته شد و پادشاه را سمرقند از دست رفت [ 629 الف ] و اندجان به تصرف درنيامد و پريشانى تمام به احوال لشكر راه يافت . و امير قاسم قوچين را به
هامش
( 1 ) . ق : اندخان .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5441 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى