ميرزا جدا شد . و مغولان به بار ييلاق رفتند و قصد اقامت نمودند . و سلطانعلى ميرزا غافل بر سر ايشان ايلغار نمود و سلك جمعيت ايشان را گسيخت . و محمد مزيد به خدمت حضرت فردوس مكانى رفت .
و در خمس و تسعمائه [ - 905 ] اخبار مخالفت اولاد سلطان محمود ميرزا به شيبانى خان رسيده طمع تسخير ماوراء النهر كرد و به پاى قلعهء سمرقند آمد . و سلطانعلى ميرزا حصارى شد . و بعد از ده روز سمرقنديان از شهر بيرون آمدند و اوزبكان به طريق فريب گريزان شده ايشان را از كوچه بند بيرون آوردند ( و برگشته اكثرى را به قتل آوردند ) « 1 » در اين اثنا شيبانى خان آگاه شد كه محمد باقر ترخان ، حاكم بخارا با ده هزار سوار و پياده به كمك سلطانعلى ميرزا مىآيد . بنابرآن متوجه به آن طرف شد و در نواحى قلعهء دبوسى جنگى عظيم شد ، و شيبانى خان ظفر يافت ، و محمد باقر به حصار دبوسى درآمد و اوزبكان به بخارا رفته شهر را محاصره نمودند و بعد از سه روز به صلح ( شهر را ) « 2 » بگرفتند . و امير محمد صالح « 3 » به حكم شيبك خان ، حاكم بخارا شد و شيبك خان به سمرقند مراجعت نمود . و مردم بخارا كس نزد امير محمد فرستاده او را طلب نمودند . و محمد باقر به غزنين رفت و از آنجا متوجه بخارا شد .
و محمد صالح ، شيبك خان را آگاه ساخت و او بار ديگر به بخارا آمد . و امير باقر هنوز به بخارا نرسيده بود ، از راه به غزنين مراجعت نمود . و اوزبكان بخارا را تاراج كردند و شهربند بخارا را ويران ساختند . و محمود سلطان ، برادر شيبك خان ، حاكم بخارا شد . و شيبك خان بار ديگر متوجه سمرقند گشت . و زهره بيگى آغا ، مادر سلطانعلى ميرزا از كمال بىعقلى به شيبانى خان كس فرستاد كه « اگر خان من را به نكاح درمىآورد و سمرقند را به پسرم مسلم مىدارد ، به اتفاق پسر به ملازمت مىآيم . » و شيبك خان اين سخن را قبول كرده به مواعيد دلفريب و كتابات شوقآميز زهره بيگى آغا را بازى داد . و آن ناقص عقل پسر خود را از مخالفت خان درگذرانيد .
و ميرزا سلطانعلى بىآنكه امرا و اكابر سمرقند را آگاه سازد ، به مشورت مادر مايل به شوهر با جمعى از نزديكان خود از دروازهء چهار راه بيرون آمد و نزد شيبك خان رفت و به بارگاه او درآمده زانو زد . و خان شاهزاده را در آغوش كشيده در جوار محمد تيمور سلطان جاى داد . و اكابر سمرقند ناچار به ملازمت شيبك خان آمدند ، و خان وفايى « 4 » به داروغگى سمرقند تعيين شد . و بعد از چند روز شيبك خان ، ميرزا سلطانعلى را به قتل آورد و خواجه
هامش
( 1 ) . ق مطلب بين ( ) را ندارد .
( 2 ) . م : ندارد .
( 3 ) . ق : باقر .
( 4 ) . م : بىنقطه .