تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5423

مساهمون:

ص٥٤٢٣
و بعد از دو سه روز خواجه ابو المكارم و احمد حاجى بيگ و بعضى از امرا و سپاهيان و جميع اهل شهر هجوم برده ميرزا بايسنقر را از خانهء خواجه‌كا بيرون آوردند ، و ترخانيان را با ميرزا سلطانعلى در ارك قبل كردند . و ترخانيان ارك را يك روز هم نگاه نتوانستند داشت . محمد مريد ترخان از دروازهء چهار راهه متوجه بخارا شد و سلطانعلى ميرزا و درويش محمد ترخان گرفتار شدند . و ايشان را در خانهء امير احمد حاجى به نظر بايسنقر ميرزا آوردند . ميرزا از درويش محمد سخنان پرسيد . جوابى كه لايق شنيدن باشد ، نشنيد . حكم قتلش صادر شد . و او از كمال اضطراب دست در ستون استوار كرد و كشان‌كشان بيرونش برده هلاك كردند . و در باب سلطانعلى ميرزا حكم شد كه به گوگ سراى برده پردهء چشمش را ميل كشند . و شخصى كه به آن خدمت مأمور شده بود ، به اختيار يا به غير اختيار به طريقى ميل به چشم او درآورد كه آسيبى به مردمك نرسيد . و ميرزا سلطانعلى به خانهء خواجه يحيى « 1 » رفت و بعد از دو سه روز به جانب بخارا گريخت و ميانهء اولاد خواجه عبيد اللّه بدين جهت نزاع پيدا شد ؛ چه ، خواجه‌كا جانب ميرزا بايسنقر داشت و خواجه يحيى تقويت ميرزا سلطانعلى مىنمود . و چون ميرزا بايسنقر از فرار برادر آگاه شد ، لشكر متوجه بخارا گشت . و ميرزا سلطانعلى نيز با سپاه آن نواحى به استقبال بيرون آمد [ 624 الف ] و بعد از جنگ بايسنقر ميرزا شكست يافت و احمد حاجى بيگ و جمعى ديگر از مردم معتبر گرفتار شدند . و كنيز و غلام درويش محمد ترخان به قصاص خواجهء خود احمد حاجى بيگ را بىعزّتانه به قتل آوردند . و باقى گرفتاران نيز مقتول شدند . و بايسنقر ميرزا به سمرقند گريخت و ميرزا سلطانعلى نيز متعاقب روان شد . و سلطان مسعود ميرزا نيز چون از اين معنى آگاه شد به اتّفاق ولى بيگ ، برادر امير خسرو شاه عازم سمرقند گشت . و حضرت فردوس مكانى نيز در اندجان به عزيمت فتح دار الملك موروثى متوجه سمرقند گشت و سه چهار ماه از سه چهار طرف سمرقند را محاصره كردند . و ميان سلطانعلى ميرزا و حضرت فردوس مكانى به سعى خواجه يحيى ملاقات شد و مقرر گشت كه در آن زمستان هريك به ولايت خود رفته و در بهار متوجّه سمرقند شوند . به موجب قرارداد ، سلطانعلى ميرزا به بخارا و حضرت فردوس مكانى به اندجان رفتند . و سلطان مسعود ميرزا به دختر شيخ عبد اللّه برلاس به غايت مايل بود . وصال محبوبه را بر فتح سمرقند ترجيح نهاد و آن دختر را گرفته به حصار برگشت .
هامش
( 1 ) . م : + خان .