تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5415

مساهمون:

ص٥٤١٥
اولاد او : چهارده پسر و يازده دختر از او مانده بود . پسر بزرگش بديع الزمان ميرزا بود . از دختر سنجر ميرزا متولد شده بود . ديگر شاه غريب ميرزا بود . در زمان پدر فوت شد . از او پسر و دخترى ماند . ديگر مظفر حسين ميرزا . . . « 1 » دوستدار ميرزا سلطان سنجر بود . اگرچه حسين اخلاق و افعال لايق و دوستدارى نداشت ، از جهت دوست داشتن او ، اكثر پسران ياغى شدند . مادر اين دو پسر خديجه بيگم بود كه فتحى سلطان ابو سعيد ميرزا بود . و از ميرزا آق بيگم نام دخترى داشت . ديگر ابو الحسن ميرزا بود . و ديگر كپك ميرزا كه نامش محمد محسن بود . مادر اين هردو لطيف سلطان آغجه بود . ديگر ابو تراب ميرزا بود . در اول از او خيلى رشد روايت مىكردند . و در اشتداد بيمارى پدر خود چيزى غير واقع شنيده همراه برادر خود ، محمد حسين ميرزا به عراق رفت و آنجا ترك سپاهيگرى نموده درويشى گزيد و ديگرى خبرى از او نرسيد . و پسرى داشت سهراب نام . در وقتى كه حمزه سلطان و مهدى سلطان را شكست داده حصار را گرفتم ، پيش من بود . يك چشم او كور بود . به غايت بدهيأت و بداخلاق بود . از بىاعتدالى توقف نتوانست كرد . پيش نجم ثانى « 2 » رفت . در نواحى استرآباد نجم ثانى او را به جهت بىحفاظتى به عذاب كشت . ديگر محمد حسين ميرزا بود . در عراق او را و شاه اسماعيل را يك جا بند كرده بودند . آن وقت او مرتد شده رافضى غليظ شده بود . با وجود آنكه پدر و برادران او همه سنّى ، او اين چنين متعصب شده بود . او را خيلى مردانه و بهادر مىگفتند . از او كارى كه لايق نوشتن باشد ، ظاهر نشد . طبع نظمى هم داشت . اين بيت از اوست :
آلوده كردى و پى صيد كه گشتى * غرق عرقى در دل گرمى كه گشتى
در استرآباد مرد . ديگر فريدون حسين ميرزا بود . كمان پرزور كشيده ، تير خوب مىانداخت . كمان گروهه را مىگفتند كه چهل من زور داشت . خودش مردانه بود ، اما فيروز جنگ نبود . هرجا كه جنگ مىكرد مغلوب مىشد . در رباط دو در فريدون حسين ميرزا و برادرش ، ابن حسين ميرزا با
هامش
( 1 ) . جاى يك كلمه در نسخ بياض است . ( 2 ) . مراد امير يار احمد اصفهانى خوزانى است كه به گفتهء محمود بن خواندمير « . . . وكيل و صاحب اختيار و سر كار بود » و به دستور شاه طهماسب جهت دفع بابر شاه - كه علىرغم امدادهاى شاه طهماسب در گرفتن سمرقند و بخارا داعيهء استقلال و مخالفت داشت - عازم ماوراء النهر شد و . . . - ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب ، تصحيح غلامرضا طباطبايى مجد ، ص 148 به بعد ؛ احسن التواريخ ، ص 170 به بعد .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5415 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى