در . . . « 1 » به رحمت خدا رفت . ولادت او در هشتصد و چهل و دو در هرى در زمان شاهرخ ميرزا بوده و نسبش سلطان حسين بن منصور بن بايقرا بن عمر شيخ بن امير تيمور ؛ منصور ميرزا و بايقرا ميرزا پادشاهى نكرده بودند . مادر او فيروزه بيگم بود ، نبيرهء تيمور بيك . سلطان حسين ميرزا ، نبيرهء ميرانشاه بن امير تيمور هم مىشد . كريم الطرفين بود و اصيل پادشاهى بود . اينها دو برادر و دو خواهر زاييده بودند . بايقرا ميرزا و سلطان حسين ميرزا ، آكا بيگم و يك دختر ديگر كه احمد خان گرفته بود . بايقرا ميرزا از سلطان حسين ميرزا كلان بود و نوكر او بود . اما بر سر ديوان حاضر نمىشد و در غير ديوان بر يك توشك مىنشستهاند . برادر خرد او ولايت بلخ را به او داده بود . چند سال حكومت بلخ كرد . آكا بيگم ، خواهر كلان ميرزا بود . سلطان احمد ميرزا گرفته بود و يك پسر از وى داشت كنجك ميرزا نام كه اين رباعى ازوست :
عمرى به صلاح مىستودم خود را * در شيوهء زهد مىنمودم خود را
چون عشق آمد ، كدام زهد و چه صلاح * المنّة لله آزمودم خود را
با رباعى ملّا لواء توارد « 2 » واقع شده . به شكل و شمايل نيك چشم و شيراندام مردى بود . از كمر پايان باريكتر بود . با وجود اينكه سفيد ريش شده بود ، سرخ و سبز خوشرنگ ابريشمينه مىپوشيد . طاقيهء پوست برّه سياه مىپوشيد . . . « 3 » پهن و نمايان بسته و طاقه پر كلنگ بر سر زده به نماز مىرفتند . اخلاق و اطوار او در اول گرفتن محمد ( ؟ ) نخست خيال اين داشت كه دوازده امام در خطبه مذكور شود و بعضى مانع شدند . و در آخر جميع كار و بار او موافق سنت و جماعت بود . و از جهت زحمت مفاصل نماز نمىتوانست كرد و روزه هم نمىگرفت . حرّاف و خوشخلق كسى بود . خلق او اندك گذرا برافتاده بود . سخنش مثل خلقش بود . در بعضى معاملات رعايت شرح بسيار مىكرد . و يك مرتبه يكى از پسران خود را به جهت كشتن شخصى به خونيان سپرده به دار القضا فرستاد .
در اول پادشاهى تا شش هفت سال نايب بود . بعد از آن به شراب افتاده تا آخر كه در خراسان پادشاه بود ، هيچ روز نبود كه بعد از نماز پيشين شراب نخورد . اما هرگز صبوحى نمىكرد . پسران او و جميع سپاهى و امراى او را اين حال بود . عيش و فسق به افراط مىكرد . و شجاع و مردانه مردى بود . بارها در جنگها خود شمشير رسانيده بود ، بلكه در يك معركه بارها شمشير رسانيده بود . از نسل تيمور بيگ معلوم نيست كه هيچ كس برابر او شمشير زده باشد .
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخواناست . رك : صفحهء 1394 پاورقى شمارهء 1 .
( 2 ) . ق : وداح .
( 3 ) . چند كلمه ناخواناست .