و احوال خسرو شاه چون مكررا به تقريبات نام او مذكور شد ، نوشتن لازم نمود . خسرو شاه در اصل از تركان قپچاق بود ، و در خردسالى خدمت نزديك امراى ترخان مىكرد و بعد از آن نوكر مراد بيگ ارغون شد ، و فى الجمله رعايت يافت . ( و مراد بيك ) « 1 » در جنگ قراباغ ارّان و شكست لشكر جغتاى همراه سلطان محمد ميرزا شد و در راه خدمات شايسته كرد . و ميرزا سلطان محمود چون در حصار « 2 » ، صاحب اختيار شد ، او را به غايت اختيار رسانيد ، چنان كه نوكر او به پنج و شش هزار رسيد . و بعد از ميرزا سلطان محمود ، در زمان پسرانش بيست هزار لشكر به هم رسانيد و اطاعت و عبادت بسيار مىكرد . و از طعام شبههناك احتراز مىنمود . اما به فسق نيز اقدام مىنمود . به بىوفايى و حرامنمكى شهرت داشت . يكى ولىنعمتزادهء خود را كه خود بزرگ كرده بود ، كور كرد و يكى را كشت و خود را بدنام دنيا و آخرت ساخت .
به وقتى كه سلطان حسين ميرزا حصار را قبل ( ؟ ) كرده بود و بديع الزّمان ميرزا را به قندز فرستاده ، خسرو شاه با آنكه لشكر او دو برابر لشكر ميرزا بود از قندز بيرون آمد و صفهاى خود را راست كرد . و ميرزا با جمعى كثير از امرا كه همراه او بودند از خندقى كه به واسطهء احتياط كنده بودند ، بيرون نيامدند . و بدين جهت خسرو شاه به شجاعت نام برآورد . و از عمر خود ، خسرو بهتر از اين كارى نكرد .
و بديع الزمان در كنار مرغاب ، امير ذو النون را به ولايت خود رخصت نموده خود پنجاب را تاخت كرد . و از نزد امير ذو النون خبر رسيد كه حضرت بابر پادشاه متوجه قندهار و زمين داور است و به كمك احتياج داشته . و چون امير ذو النون مكرّرا نيكوخدمتىها كرده بود ، ميرزا بديع الزمان به كمك او به ولايت قندهار رفت و امير ذو النون و اولادش انواع خدمات به تقديم رسانيده پيشكش بسيار كشيدند .
و ميان بديع الزمان و حضرت بابر پادشاه - كه از آن حضرت در اين مسودّه به حضرت فردوس مكانى تعبير نموده مىشود - صلح شد . و بديع الزمان ميرزا به زمين داور درآمد و در آنجا كوچ ميرزا كه صبييهء « 3 » امير ذو النّون بود با مادرش فوت شدند . و برادر امير ذو النون ، امير سلطانعلى به اتابكى پسر بديع الزمان ميرزا ، محمد ميرزا ، مقرر شد . و او شهزاده را به سيستان كه اقطاع او بود ، برد . « 4 »
هامش
( 1 ) . ق : ندارد .
( 2 ) . مراد حصار شادمان است كه به صورت مختصر حصار يا حصارك نوشته مىشود . - لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى شرقى ، ص 458 . شرف الدين على يزدى در وصف جنگهاى امير تيمور مكرّر از اين قلعه نام برده است .
( 3 ) . م : دختر .
( 4 ) . در نسخ ناخوانا . از جغرافياى حافظ ابرو آورده شد .