تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5380

مساهمون:

ص٥٣٨٠
تماشا مىكرد فريفته مىشد و نتو « 1 » ها به اقسام اصول رقص مىنمودند . و اصولى كه تارج و نارج نام دارد و از رقص‌هاى مشكل است ، در حضور سلطان آن رقص را خوب مىكردند . و بعضى خواننده‌ها از آن قبيل بودند كه يك نقش را در دوازده مقام ادا مىنمودند . و هروقتى كه وقت سلطان خوش مىبود ، مىفرمود تا سازهاى اهل طرب را از عود و رباب و بين « 2 » و غير آن به زر گرفته به جواهر مرصع مىساختند . و سوم نام دانايى كه به زبان كشمير شعر مىگفت و در علوم هندى مثل نداشت زين چرب نام كتابى تصنيف كرده در بيان حالات و واقعات سلطان و آن را شرحى و بسطى تمام داده . و يودى بهت كه شاهنامه به تمام يادداشت زين نانك نام كتابى در علم موسيقى به نام سلطان پرداخته به حضور سلطان خواند و نوازش‌ها يافت . و سلطان بر جميع زبان‌ها از فارسى و هندوى و چينى و غير آن بر وجه اتم مهارت داشت و به همهء آنها حرف مىزد . و فرمود تا اكثرى را از كتب عربى و فارسى به زبان هندى ترجمه كردند . و كتاب‌هاى طب و نجوم هندى را به فارسى نقل نمودند و در بيان كشتن سيماب و ساختن اكسير و غير آن خود ترجمه كرده ، از هندى به فارسى درآورده و كتاب مهابارات را كه از كتب مشهور هندى است فرمود تا ترجمه كردند . و كتاب راج ترنگنى را كه عبارت از تاريخ پادشاهان كشمير است - چنان كه گذشت - در اين زمان به فرمان حضرت خاقانى سليمان نشانى ظلّ اللهى اكبر شاه كه سرير دلپذير سلطنت و خلافت به وجود باوجود آن حضرت عالى منقبت و اولاد و احفاد و امجادش - اللّهمّ ايّدهم و ابدهم ، تا قيام قيامت آراسته و پيراسته باد ، بحرمة الاقطاب و الاوتاد - انتخاب مىشود ، و در عهد سلطان زين العابدين فارسى ساخته بودند . و سلاطينى كه معاصر سلطان بودند ، به شنيدن آوازهء سلطان اظهار اشتياق ملاقات او مىنمودند . خصوصا سلطان سعيد و خاقان غفران پناه ابو سعيد سلطان از خراسان اسبان تازى نژاد بادپا و خران راهوار اعلى و شتران قوى هيكل باديه‌پيما براى او هديه فرستاد . و سلطان از اين معنى بسيار خوشحال شد و در برابر آن خروارهاى زعفران و قطاس و مشك و شال و كاسه‌هاى بلورين و ديگر غرايب كشمير در ملازمت خاقان سعيد روانه كرد . و سلطان بهلول لودى ، پادشاه دهلى نفايس بسيار از ملك هند ، و سلطان محمود گجراتى قطيفه و صوف و سقرلاط و ديگر اشياى قيمتى دريابار را دايم نزد سلطان ارسال مىنموده و
هامش
( 1 ) . نتو : از لحاظ لغوى به معنى آماسيدن و برآمدگى است ، ولى اينجا ظاهرا نوعى رقص است . ( 2 ) . بين : در هند ، سازى است كه به زير چوبى كه مثل گردن طنبور باشد ، دو كدو راست وصل كنند و بر آن چوب چند تار كنند كه شبيه به طنبور باشد . - آنندراج .