تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5377

مساهمون:

ص٥٣٧٧
فاحش در سودا ننمايند . و سلطان همهء زندانيان را كه در عهد سلاطين سابق مقيد بودند ، به يك قلم آزاد ساخت . و يكى از ضوابط او اين بود كه هرولايتى را فتح مىكرد خزانه را به غارت داده قسمت مىنمود ، و به دستور پايتخت خويش خراج بر رعاياى آن ديار مقرر مىساخت و سركشان آنجا و متكبّران را گوشمال مىداد و از مرتبهء اعلى به درجهء ادنى مىرسانيد ، و فقيران و ضعيفان را نوازش نموده به درجهء اوسط نگاه مىداشت ، تا نه از توانگرى مفرط بغى ورزند و نه از افلاس گذرانى بىپا شوند . و پارسايى او به حدى بود كه عورات بيگانه را به جاى مادر و خواهر خويش تصور داشت ، و چه صورت داشت كه در روى نامحرم و يا در مال غيرى به نظر خيانت و طمع نكرد . و از جهت مهربانى كه بر رعايا داشت ، گز جريب را از آنچه معهود بود زياده ساخت ، و وجه خرج خاصهء سلطان از حاصل زرى بود كه از كان مس پيدا شد و مزدوران هميشه در آن كار مىكردند . و چون در عهد سلطان سكندر ، بتان زر و نقره و غيره را شكسته تنكه زده بودند و آن زر كسادى پيدا كرده بود ، سلطان حكم كرد تا بر مس خالص كه از آن كان حاصل شده سكه بزنند و رايج سازند . و سلطان بر هركه غضب مىكرد ، لازم نبود كه او را به سزا رسانند ، بلكه هرچه در حق او مىگفت ، از تفأل بد همان مىشد . و از كسى كه ناخوش مىبود ، او را به طورى از ولايت خود اخراج مىكرد كه او نمىدانست كه سلطان بر او خشمناك است ، بلكه راضى مىرفت . مهم‌سازى او در همان ضمن مىشد . و مردم در زمان او به هرملت كه مىخواستند مىبودند ، و كسى از روى تعصّب متعرّض ديگرى نمىشد . و برهمنان و ديگر هندوان كه به اهتمام سيه بهت در عهد سلطان سكندر مسلمان شده بودند ، در زمان سلطان مرتد مىشدند و كسى را از علماى اسلام بر ايشان از ممرّ ارتداد ، مجال گرفت و گير نبود . و سلطان نزديك به كوه ماران‌جويى آورده شهر نو بنا كرد كه آبادانى آن تا پنج كروه راه بود . و بر اين قياس شهرها معمور ساخت . و در كاكپور و غير آن آب‌ها از دور آورد و جوىها كند و پل‌ها بست و زراعت‌هاى بسيار كرد . [ 612 الف ] . و در مواضعى كه خود آبادان كرده بود ، علما و فضلا و فقرا و غربا را متوطن ساخت و ايشان در سايهء حمايت او اوقات به فراغت مىگذرانيدند و چندان اسباب و سامان به هم رسانيدند كه از امرا و ملوك هيچ كمى نداشتند . و حاصلات آن مواضع را به تمام صرف رباطها و مطبخ‌ها ساخت ، تا هرآينده و رونده طعام مىخورده باشند . و هرچه دروايست محتاجان بوده باشد از نقد و جنس ، از آن وجوه اموال صرف نمايند . و در ملك كشمير هيچ زمينى بىآب و بىزراعت نماند ، مگر جايى كه فكر سلطان به آن