تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5383

مساهمون:

ص٥٣٨٣
و آدم خان در آن معركه داد مردانگى داد . از شجاعتى كه داشت اصلا از جا نشد و از صباح تا غروب آفتاب جنگ قايم بود . عاقبت حاجى خان مقاومت نتوانست نمود ، و افواج او چون مغلوب گشتند جلو گردانيده جانب هره‌پور فرار نمود . و آدم خان تعاقب نموده ، اكثرى از گريختگان را به قتل رسانيد و خواست كه تا زمانى كه حاجى خان به دست او نيامد ، هيچ‌جا قرار نگيرد . سلطان او را مانع شده از تعاقب بازداشت . و حاجى خان و مجرد خان بقية السيف را همراه گرفته از هره‌پور در بنبر رفت [ 613 ب ] و به علاج زخميان مشغول شد . و سلطان بعد از فتح به كشمير آمد و از سرهاى مخالفان منارى « 1 » بلند فرمود و حكم كرد به قتل اسيران لشكر حاجى خان و سپاهيان كمراج را همراه آدم خان نامزد گردانيد . و آدم خان تحقيق حال جماعت [ ى ] كه باعث بر اغواى حاجى خان بودند مىنمود و آزار بسيار به اهل و عيال ايشان رسانيده مبلغ‌هاى كلّى مىگرفت . و به اين تقريب اكثرى از سپاهيان از حاجى خان جدا شدند و نزد آدم خان آمدند ، و سلطان بعد از اين واقعه او را ولىعهد ساخت . و آدم تا شش سال دولتى بالاستقلال داشت و ملك معمور بود . و مقارن اين حال آن‌چنان قحط در ولايت كشمير افتاد كه مردم جان در عوض نان مىدادند . و دزدان طلا و نقره را گذاشته ، دزدى غلّه را غنيمت مىشمردند ، و فقرا و غرباى بىشمار از خوردن ميوه‌هاى خام در هر طرف مىمردند . و بعضى گرسنگان بر پوست شالى قناعت نموده بودند و آن را هم نمىيافتند . و از اين واقعه سلطان دايم ملول و اندوهگين بود ، و غله‌هاى خزاين را تمام بر رعايا قسمت مىفرمود . تا آنكه بلاى قحط بر طرف گشت . و سلطان بعضى جاها چهار يك و بعضى هفت يك حصهء خراج نوشته بود . و آدم خان بر ولايت كمراج چون دست تاراج يافت ، انواع ظلم و فساد در آن حدود بنياد نهاد و هرچه مىيافت از مردم مىگرفت . و دادخواهان بسيار از دست او نزد سلطان مىآمدند ، و هرحكمى كه سلطان به او مىفرستاد ، قبول نداشت و لشكر بسيار جمع نموده قصد سلطان نمود و در قطب الدّين‌پور طرح اقامت انداخت . و سلطان از او متوهم شده به لطايف الحيل تسلى داده او را باز به جانب كمراج فرستاد و از براى دفع شر او به حسب ضرورت به استمالت تمام به اسم حاجى خان فرمان نوشته او را به سرعت طلبيد . اتفاقا در همان ايام آدم خان از كمراج برآمده بر سر سويه‌پور رفته بود . و حاكم آن شهر كه از جانب سلطان معين بود ، با جمعيت تمام برآمده به آدم خان جنگ كرد و كشته شد ، و سويه‌پور را غارت كرده با خاك سياه هموار ساختند . و سلطان بعد از شنيدن اين خبر افواج قاهره را بر سر آدم خان فرستاد و طرفين آن‌چنان جنگ عظيم نمودند كه هيچ كمى از جنگ
هامش
( 1 ) . م : خالى .