تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5352

مساهمون:

ص٥٣٥٢
[ 606 ب ] سلطان حسين آمده ، اعتبار يافتند . و شهربانو بيگم ، بنت سلطان سعيد شهيد را ميرزا سلطان حسين به نكاح خود درآورد و طوى در كمال عظمت ترتيب نمود . و ميرزا سلطان احمد ، پسر بزرگ ميرزا سلطان ابو سعيد كه حكومت سمرقند در غيبت پدر به او متعلق بود و مقرر چنين بود كه از هرجانب ميرزا سلطان حسين پيدا شود به دفع او توجه نمايد ، به وقتى كه خبر ميرزا سلطان حسين از جانب نسا و ابيورد شنيد با پنجاه هزار سوار به قصد ميرزا سلطان حسين از آب جيحون گذشت و در كنار مرغاب خبر واقعهء پدرش رسيد . و ميرزا سلطان حسين جمعى را كه از آذربايجان آمده بودند ، به ملازمت سلطان احمد فرستاد . و سپاه ماوراء النهر چند روز متردد ، آخر بازگشتند . و امير زين العابدين ارلات متوجه خدمت ميرزا سلطان حسين شد . و چون به اردوى ميرزا ملحق شد ، به موجب فرموده متوجه تسخير بلخ و شبرغان گشت و در راه دچار ميرزا سلطان محمود كه از هرات بيرون آمده به ماوراء النهر مىرفت ، گشت و جنگ شد . ميرزا سلطان محمود و يارعلى مغول را به جنگ بازداشته ، خود بيرون رفت . و يارعلى گرفتار شده در هرات به قتل رسيد و امير زين العابدين و خويشان و برادران ، بلخ و آن حدود را به تصرف درآوردند . و ميرزا سلطان محمود از آب جيحون گذشته نزد برادر بزرگ ، ميرزا سلطان احمد رفت و رعايت يافت ، و اختيار ديوان بزرگ به او دادند . و چندگاه ميان برادران صلح و صفا بود . آخر به سعى فتنه‌انگيزان به عزيمت شكار سوار شده به سعى امير قنبر على به حصار رفت و آن مملكت را متصرف شده لشكر بسيار جمع كرد . و ميرزا سلطان احمد به قصد او سوار شد . و بعد از جنگ ميرزا سلطان محمود شكست يافت و ميرزا سلطان احمد مظفر و منصور به سمرقند معاودت فرمود . و تمام مملكت ماوراء النهر و تركستان بر ميرزا سلطان احمد قرار گرفت . و احوال ميرزا الغ بيگ كه پسر پنجمين است ، آن است كه امير بابا كه از امراى مملكت جانيك « 1 » و غزنين بود ، به ميرزا سلطان ابو سعيد عرضه داشت نمود كه « اگر يكى از شاهزادگان به اين مملكت تشريف آورند ، كمر عبوديت بر ميان بسته اين ملك را به نواحى ضبط مىنماييم . » و به موجب استدعاى او سلطان ابو سعيد ، ميرزا الغ بيگ را به آنجا فرستاد . و امير بابا مدتى خوب سلوك كرد و آخر ياغى شده آنگه مخصوصان شاهزاده را به قتل رسانيد و شاهزاده را مضبوط نگاه مىداشت . تا آنكه برادران امير بابا ، دريا خان و آفاق خان كه از او دلگيرى داشتند ، در خلوتى امير بابا را به قتل آوردند .
هامش
( 1 ) . م : جامك .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5352 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى