مسطور مىشود : ميرزا سلطان احمد ، ميرزا سلطان محمود ، ميرزا سلطان محمد ، ميرزا شاهرخ ، ميرزا الغ بيك ، ميرزا عمر شيخ ، ميرزا ابا بكر ، ميرزا سلطان مراد ، ميرزا خليل سلطان ، ميرزا سلطان ولد . ميرزا سلطان محمد و ميرزا شاهرخ در آذربايجان گرفتار شدند . و ميرزا سلطان محمود به اتفاق جمعى از امراى ارغونى از جنگگاه بيرون آمده متوجه خراسان شد و از نيشابور گذشت و در صحراى فراهجرد دچار امير ولى بيگ نوكر سلطان حسين ميرزا كه به جانب مشهد رفته بود ، شد . و چون لشكر ميرزا سلطان محمود « 1 » ضبطى نداشت ، بعد از جنگ شكست يافته به جانب هرات روان شد .
و امير حسام الدين قنبر على كه به موجب حكم سلطان ابو سعيد از حصار شادمان متوجه آذربايجان بود ، و در اثناى راه به موجب فرمان در هرات توقف نموده بود ، چون از توجه سلطان محمود آگاه شد به اتفاق اكابر هرات به استقبال بيرون آمد . و همين روز امير سلطان ارغون كه از آذربايجان گريخته بود ، به هرات آمد و روز جمعه سيم ماه خطبه به نام سلطان ابو سعيد و ميرزا سلطان احمد و ميرزا سلطان محمود خوانده شد . و مردم هرات به وقتى كه سلطان ابو سعيد در آذربايجان بود ، به واسطهء خبر قرب وصول ميرزا سلطان حسين از راه نسا و ابيورد ، برج و بارهء قلعه را مستحكم گردانيده بودند . و با آنكه چند منزل ميرزا سلطان حسين دور بود ، شب و روز بر بالاى برج و باره پاس مىداشتند .
چون ميرزا سلطان محمود به شهر درآمد ، روز ديگر كوتوال قلعهء اختيار الدين ياغى شده حصار را دربست ، و غلبهء تمام از سپاهيان به عزيمت ملازمت ميرزا سلطان حسين روى راست از شهر بيرون رفتند . و معلوم ميرزا سلطان محمود شد كه سپاهى و رعيت خراسان ميرزا سلطان حسين را خواهانند و توقف در هرات مصلحت نيست . نيم روز سوار شده به اتفاق امير يارعلى مغول و امير قنبر على از شهر بيرون رفت . و به وقت بيرون رفتن از دروازه ، يكى از مردم بداصل حركتى بىادبانه بر بالاى بام كرده ، و امير قنبر على به غايت برآشفته خدنگى كه به سان تير قضا بىخطا بود ، در كارش كرد و جهان را از ننگ وجود آن ناپاك خلاص ساخت .
و امير سلطان و جمعى ديگر به جانب اردوى ميرزا سلطان حسين رفتند و از جانب ميرزا امير شيخ ابو سعيد خان در مياه به داروغگى شهر هرات آمد . و در هشتم ماه رمضان ميرزا سلطان حسين به هرات آمد . و روز دهم ماه خطبه به نام ميرزا سلطان حسين خوانده شد . و آن حضرت قدم بر مسند سلطنت نهاده ، از بلخ و حدود بدخشان تا اقصاى مازندران بر آن حضرت قرار گرفت . و امير سيد مراد و جمعى ديگر از امراى ميرزا سلطان ابو سعيد نزد ميرزا
هامش
( 1 ) . م : سلطان محمد .