تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5355

مساهمون:

ص٥٣٥٥
كس را به قتل آورده هفت هزار كس را دستگير كردند و ايلغار كرده حصار كرهه « 1 » را به تصرف درآوردند و راى دريا مقدم كرهه با اهل و عيال گرفتار شد و به حكم سلطان محمود به قتل رسيد . و سلطان محمود خلجى در اين سال بىحضور شده به مرض دق در نوزدهم ذيقعده درگذشت . و مدت سلطنتش سى و چهار سال بود . پادشاهى نيكو اخلاق شجاع عادل بود . و بعد از او پسرش سلطان غياث الدين ، پادشاه مالوه شد و فدى خان ، برادر خود را به حكومت ولايت رنتنبور « 2 » به دستور قديم تعيين نمود و گفت كه « به وقت پدر سى و چهار سال لشكركشى كردم ، اكنون وقت آسايش است . » و حكم كرد كه در قلمرو او از اسباب طرب آنچه ميسر بود ، آماده ساختند ، و كنيزان سازنده و گوينده و رقاصه بسيار خوب آورد ، و هرجا كه خبر كنيز صاحب حسنى شنيد ، تا به دست نياورد آرام نگرفت . و اقسام صنايع و علوم به كنيزان آموخت . و قريب به پانزده هزار زن در حرم خود جمع آورد . و اين از عجايب است . و علوفهء مجموع كنيزان و ديگر عورات را يكسان مقرر كرده بود . دو تنكه نقد و دو من غله به هريك مىداد . و هرجاندار كه در خانهء او بود ، دو تنكه نقد و دو من غله مقررى او بود ، چنان كه طوطى و شارك و كبوتر نيز دو تنكه و دو من غله مقررى داشتند . و روزى در خانهء موشى به نظر او درآمد . دو من غله و دو تنكه به جهت موش نيز مقرر شد . و چند كس مقرر شدند كه غله به جهت سوراخ موش نهند . و به زنان و كنيزان كه خاطرش [ 607 ب ] مايل بود ، طلا آلات و جواهر بسيار مىداد . اما در علوفه سويت مرعى بود . و مقرر ساخته بود كه چون بر زبان من شكر خداى تعالى گذرد ، پنجاه تنكه تصدق كنند . و هرروز چون نظرش بر عيال و اطفال و اسباب و ادوات سلطنت مىافتاد ، به جهت هريك شكرى كردى ، تصدقات به موجب مقرر به مستحقان رسيدى . و نيز حكم كرده بود كه با هركس كه سخن گويم ، خواه بزرگ و خواه كوچك ، هزار تنكه به او دهيد . و به موجب قرارداد با هركس سخن كردى هزار تنكه به او رسيدى . و به شكار ميل بسيار داشت . و آهوخانهء بسيار ساخته اصناف جانوران در آنجا جمع آورده بود . و با عورات سوار شده در آهوخانه‌ها شكار مىكرد . و تا سنهء هشتصد و هشتاد و نه « 3 » به فراغت گذرانيده به هيچ طرف سوارى نكرد . و در ملك او هيچ‌گونه خللى واقع نشد ، بجز آنكه بهلول لودى ، حاكم
هامش
( 1 ) . م : كربه . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى صفحه 62 ( 3 ) . م : سنهء تسع و ثمانين و ثمانمائه