تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5353

مساهمون:

ص٥٣٥٣
و قبل از آنكه قتل امير بابا به فعل آيد ، امراى سلطان ابو سعيد مثل امير محمد على و برندق برلاس « 1 » و امير قنبر على و امير كوكلتاش و غيره به جهت خلاصى ميرزا الغ بيگ كه در ضبط امير بابا بود ، متوجه كابل شده بودند . و برادران امير بابا بعد از قتل برادر چون از نزديك امرا خبر يافتند راه گريز پيش گرفته به حدود هندوستان رفتند و ميرزا الغ بيگ را همراه بردند . و جمعى از افغانان كه در آن نواحى مىباشند هم شب به كنار اردوى برادران امير بابا رفته ، ميرزا الغ بيگ را دزديدند . و دريا خان و آفاق خان خبردار شده از عقب او شدند . و مردم افغان شهزاده را به دره‌اى محكم كه ايل و الوس ايشان در آنجا بود درآورده پيش دره را سنگچين كردند . و تا مخالفان سنگ‌ها را از راه دور مىكردند ، شاهزاده را افغانان به امرا رسانيده بودند . و امير محمد على و همراهان ايشان را رعايت بسيار نموده به كابل معاودت نمودند . و بار ديگر شاهزاده در كابل به حكومت نشست . و امير قنبر على رخصت يافته به حصار رفت و به وقت واقعهء آذربايجان در كابل حاكم بود . و ميرزا ابا بكر به موجب فرمان پدر به اتفاق امراى بزرگ عازم بدخشان شد . و امير سيد فريد پيشتر روان شد . حاكم بدخشان ، شاه سلطان محمد چون طاقت جنگ نداشت عازم درگاه سلطان ابو سعيد شد و هرچند پسرش او را منع كرد ، سودى نداد . او به هرات آمد ، پسرش به كاشغر رفت و امير فريد مملكت بدخشان را به تصرف درآورد و به ميرزا ابا بكر كه به سلطنت آن ولايت معين شده بود ، سپرده به هرات آمد . و شاهزادهء بدخشانى از كاشغر غافل بر سر امير اسماعيل جاويد شاه - كه امير الامراى ميرزا ابا بكر بود - غافل تاخت آورده او را به قتل آورد و بدخشان را متصرف شد . و امير احمد مشتاق و ديگر سرداران كه در حدود قندز و بغلان بودند ، خبر يافته ايلغار كردند و شاهزادهء [ 607 الف ] بدخشان را غافل دريافته به قتل آوردند ، و بار ديگر مملكت بدخشان به تصرف ميرزا ابا بكر شد . و شاه سلطان محمد بدخشانى كه در هرات بود ، به حكم سلطان ابو سعيد بعد از قضيهء پسرش به قتل رسيد . و ميرزا عمر شيخ در زمان پدر ، پادشاه اوزجند « 2 » و اندجان بود و آن ولايت را تا حدود مغولستان به نوعى ضبط كرده بود كه لشكر مغول را عبور بر آن ولايت در خاطر نمىگذشت ، و تمامت آن ولايت به غايت معمورى رسيد . و ميرزا سلطان مراد به حكم پدر ، حاكم قندهار و گرمسير بود . تا وقتى كه سلطان ابو سعيد متوجه عراق و آذربايجان شد و ممالك عراق و كرمان مسخر شده حكومت كرمان نامزد
هامش
( 1 ) . م : برسق برلاس . ( 2 ) . م : اورخد .