ذكر وقايع سنهء هشتصد و هفتاد و دو هجرى [ موافق سال هشتصد و شصت و دوم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در اين سال از وقايع ايران قتل ميرزا جهانشاه تركمان است . و تفصيل اين اجمال آنكه چون تمام ممالك عراق عرب و عجم و فارس و آذربايجان و ارمن و گرجستان تا حدود مملكت روم و شام و سواحل درياى عمّان به تصرف ميرزا جهانشاه قرار گرفت و از همه طرف خاطر او جمع شد ، به دفع امير حسن بيگ كه از اولاد قراعثمان بود متوجه شد ؛ چه ، ميان ايشان از قديم عداوت بود . و امير حسن بيگ ( اوزون حسن ) اطاعت نمىكرد . و به واسطهء آنكه قلاع مضبوط در تصرف داشت ، آسانآسان دفع « 2 » او ميسر نمىشد .
و با لشكر بسيار ، ميرزا جهانشاه به ولايت امير حسن بيگ آمده ، چون لشكرها به هم نزديك شد ، امير حسن بيگ كه به غايت عاقل و كاردان بود ، در كوهى كه به واسطهء محكمى لايق بودن دانست ، مضبوط شده ، ايلچيان به طلب صلح فرستاد . و ميرزا جهانشاه اين معنى را بر عجز او حمل نموده به تمامى نيم شب متوجه استيصال او شده و در صحراى موش « 3 » و ارزن الرّوم تا موسم زمستان توقف كرد . و لشكريانش از كثرت سرما به جان رسيدند ؛ چه ، در آن ولايت سرما حدّ كمال مىدارد . و به اتفاق بعضى به ميرزا جهانشاه رسانيدند كه معاودت ( مناسب ) « 4 » است . و ميرزا بالضروره به عزم معاودت سوار شده ، و چون عادت او چنان بود كه اغروق را از پيش روان كرده خود با خواص به صحبت شراب مشغول مىشد ، به رسم معهود در عقب لشكر به مجلس شراب نشست . و ميان او و امير حسن بيگ كوهى حايل بود .
هامش
( 1 ) . ق : ندارد .
( 2 ) . ش : دفاع .
( 3 ) . م : چرس .
( 4 ) . ش : ندارد .