شد ، جوان بود ، پير شد . و اوزون حسن مىدانست كه فرزند كارآمدنى جهانشاه ، ميرزا پير بداق است و از دست ديگر پسران او كارى نمىآيد . لاجرم از كشتن او شادمان گشت .
و قيصر روم در اين سال به مملكت ارؤط لشكر كشيد و ايل توان را تابع گردانيد و غنيمت بسيار به دست لشكرش درآمد . و در آن ولايت قلعهاى در كمال استحكام عمارت كرد و تا آخر سنهء هشتصد و هفتاد و دو « 1 » تمامت آن مملكت او را صافى شد .
و در اين سال ميان پادشاه دكن « 2 » و پادشاه مالوه صلح شد ، به شرط آنكه از ايلچپور به آن طرف داخل مالوه باشد . و دكنيان ديگر متعرض كوله و نواحى آن نشوند و پيمان به ايمان مؤكد شد . سلطان محمود عازم ولايت كوتيلمير شد و رانا حصارى شده به واسطهء استحكام قلعه كارى از پيش نرفت . و هوا گرم و غله نايافت شد . سلطان ناچار به عزم معاودت سوار شده و رانا فرصت يافته از عقب لشكر بيرون آمد . و سلطان محمود مراجعت نموده به جنگ ايستاد و كفار را منهزم ساخت و رانا باز به حصار گريخت . و سلطان به راه چيتور مراجعت نموده اطراف آن ولايت را بالتّمام ويران كرد و به مالوه بازگشت .
و سلطان محمود در اين سال به قصد فتح كرنال سوار شد . و آن كوهستانى است در غايت استحكام و در تصرف هندويى ، مندلك نام بود . و در ميان كفار مشهور بود كه يك هزار و نهصد سال حكومت آن ولايت به آباء و اجداد او متعلق بوده است . القصه ، چون محمود گجراتى به پاى آن كوه آمد ، در چهار روز ، پنج كرور زر نقد و هزار و هفتصد شمشير طلا و نقره و دو هزار و پانصد اسب عراقى و تركى و عربى و هزار و هفتصد خنجر طلا و نقره بر لشكريان قسمت كرد . و كفّار به درّهء مهابله كه جنگل بسيار داشت پناه برده به جنگ ايستادند .
و بعد از دو روز سلطان محمود با اندك مردم به رسم شكار سوار شد و به نزديك آن دره رسيد . كفار را اندك مردم به نظر درآمده بىملاحظه بيرون آمدند و جنگ عظيم شد . و لشكر گجرات خبردار شده متعاقب يكديگر خود را به سلطان رسانيدند . و كفار شكست يافته اكثرى به قتل رسيدند و عيال و اطفال ايشان اسير شد [ 603 الف ] و بقية السيف به قلعهء كرنال گريختند و جمعى از جهّال هندوان در بتخانهء خود به جنگ ايستاده بعد از آنكه جمعى را به قتل آوردند ، كشته شدند و مقدم كرنال از در عجز درآمده پيشكش فراوان بيرون فرستاد . و سلطان محمود چون غنيمت بسيار يافته بود و هوا نيز گرم شده بود ، صلاح در مراجعت دانسته به ولايت خود برگشت .
هامش
( 1 ) . ش : سنهء اثنى و سبعين و ثمانمائه .
( 2 ) . ش : + مباركشاه .