و آن حضرت را بر حالت عجز او رحم آمده اسبان راهوار و اشتران قطار و شتران با خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه و ديگر اسباب سلطنت و عظمت به جهت او فرستاد و حقوق سابق او را يادآور كرده و اظهار عنايت بسيار كرد .
و بعد از چند روز امير مذكور بىحضور شد . و در اثناى بىحضورى به گمان آنكه آن حضرت به عيادت او آمده سخنان بر زبان مىآورد و اطبّا نقل آن در مجلس همايون مىكردند . و پادشاه به عيادت او رفت . ( و به يمن مقدم مبارك صحت كامل حاصل شد . ) « 1 »
و سلطان ابو سعيد بعد از اجتماع لشكرها كس به طلب ناصر الدين عبيد الله فرستاد . و آن جناب به قشلاق مرو آمده آن حضرت را ملاقات كرد « 2 » . و پادشاه در مراسم تعظيم و اجلال از استقبال و مشايعت به وقت آمدن و رفتن دقيقه [ اى ] فرونگذاشت . و يك روز آن حضرت به منزل خواجه رفته ، روز ديگر خواجه به درگاه مىآمد . و بعد از مشورت بسيار ، رأى همه بر سفر عراق قرار گرفت . و خواجه به ماوراء النهر معاودت نموده پادشاه را به آن سفر فرستاد .
و موكب همايون از راه سرخس و مهنه و جام و خواف و باخرز به مشهد طوس آمده و به النگ رادكان آمده از آنجا به موسم بهار ييلاق به كوهسار كالپوش فرمود . و در مهلكهء مازندران و استرآباد سه عرّاده به موجب حكم آماده شده و سه هزار عرّادهء ديگر كه در هرات رود « 3 » آماده و مهيا بود به موجب حكم پيادههاى خراسان به طرف اردو آوردند . و در ييلاق كالپوش و آن نواحى از مملكت فارس و عراق اكابر آنجا اكثرى به درگاه آمده ، تسخير آن ملك را به غايت آسان فرانمودند .
و خواجه شمس الدين محمد به موجب حكم به جانب اصفهان روان شد و آن شهر را به تصرف درآورد . و ميرزا قاسم ، ولد جهانشاه به جانب اصفهان آمده هرچند سعى كرد كارى نساخت ؛ چه ، اصفهانيان با خواجه شمس الدين موافق بودند .
و سلطان محمد قيصر روم در اين سال تمام الكاى ارناؤط را مفتوح ساخت .
و در اين سال ملك ظاهر خوشقدم ، حاكم مصر فوت شد . بعد از او بلباى نامى به سلطنت رسيده دو ماه پادشاهى كرده گرفتار گشت . و بعد از او ، لشكريان تيمور بغا را بر خود امير ساختند . و بعد از دو ماه او را نيز بگرفتند و قانىباى به حكومت مصر رسيد و به ملك اشرف
هامش
اين بندهء شرمندهء درمانده به جان * دارد اسبى توقع از شاه جهان
چون همت او بلند و چو بخت قوى * چون دولت او جوان و چون حكم روان( 1 ) . ش : ( و به قدم او صحّت يافت . )
( 2 ) . ش : به مرو آمده و ملاقات شد .
( 3 ) . م ، ش : هرى رود .