تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5334

مساهمون:

ص٥٣٣٤
جهانشاه به دفع او متوجه بغداد شد . و پير بداق حصارى شده ، ميرزا جهانشاه قلعهء بغداد را محاصره نمود . و در اين وقت پانزده هزار خانوار از ايل و الوس كه از ظلم تركمانان به جان آمده بودند ، فرصت يافته كوچ كرده به خراسان آمدند . و سلطان ابو سعيد ايشان را رعايت كرده و [ 602 ب ] يورت عنايت نمود . و قيصر روم در اين سال به حال خود بود . و آنچه در هندوستان سانح شد اين است كه سلطان محمود خلجى ، حاكم مالوه خبر يافت كه حاكم دكن لشكر به قلعهء كوله فرستاد و سراج الملك ، تانه‌دار كوله غفلت نموده شكست يافت . بنابرآن تاج خان را با جمعى كثير به آن طرف نامزد فرمود ، و مقبول خان را به تانه‌دارى كوله مقرر گردانيد و خود متوجه دولت‌آباد شد كه به انتقام آنچه دكنيان در كوله كرده بودند ، آن ولايت را ويران كند . و ايلچيان راى جاجنگر در اين وقت آمده صد و سى زنجير فيل به رسم پيشكش آوردند و نوازش يافته مراجعت نمودند . و از مصر خليفهء عباسى - كه دست‌نشان خوشقدم ، غلام پادشاه آنجا بود - به جهت محمود خلجى خلعت فرستاده بود در اين وقت رسيد . و ولايت نارنول - كه متعلق به دهلى بود - در اين سال به دست لشكريان مالوه درآمد . و سلطان محمود خلجى به نواحى دولت‌آباد رفته افواج به اطراف و جوانب فرستاد و اكثر كوهستان ايلچپور و برادر را تاراج نموده به مالوه مراجعت نمود .
هامش
ترك داد ، و قواعد اسلام از ميان برداشت و محرم و نامحرم در ميان زنان فرق نشد . بر پدر دفع او لازم آمد . . . مدت يك سال و نيم محصور بود ، [ روضة الصفا : « قريب يك سال محاربه ممتد شده . . . » - ج 6 ، ص 854 ] كار به جايى رسيد كه مردم زن و فرزند را در آب مىانداختند ، و هرچه آمدند و شفاعت كردند كه پدر برخيزد كه پسر سال ديگر آيد ، قبول نكرد . . . »