ذكر وقايع سنهء هشتصد و هفتاد هجرى [ موافق سال هشتصد و شصتم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در اين سال سلطان ابو سعيد جمعى كثير از امراى معتبر را به ضبط ماوراء النهر فرستاد ؛ چه ، خبر سلطان حسين ميرزا از آن طرف شنيده مىشد . و به نفس نفيس عازم ولايت ايل و الوس هزاره « 2 » شد كه ايشان چنانچه بايد مراسم فرمانبردارى به جاى « 3 » نمىآوردند . و چون هزار جريب محلّ نزول لشكر منصور شد ، سرداران هزاره سراسيمه شده به مشايخ عظام متوسل گشتند ، و به وسيلهء شفاعت ايشان گناه آن جماعت بخشيده شد .
و رايات عاليات به هرات معاودت فرمود . و خندق هرات را در اين سال پاك كرده مغاك نمودند . و مزاج همايون سلطان ابو سعيد را در اين ايام ضعف قوى عارض شده امراض متضاده جمع آمد و حواس ظاهر و باطن از كار فروماند . و مردم هرات به غايت سراسيمه شدند و اطباى حاذق به علاج مشغول شده مدت مديد در معالجه سعى نمودند و مرض زايل شده صحت كامل حاصل شد و صدقات بسيار به درويشان و مستحقان و اصل شد . ( و اطبا نوازش بسيار يافتند . ) « 4 »
و شاهزاده بايسنقر بن سلطان ابو سعيد در اين سال متولد شد . و در ولايت آذربايجان و عراقين ميرزا پير بداق با پدرش ميرزا جهانشاه ناملايم سلوك مىكرد . « 5 » بنابرآن ، ميرزا
هامش
( 1 ) . در نسخ بياض است .
( 2 ) . هزارهء آقا .
( 3 ) . م : به تقديم .
( 4 ) . ش : ندارد . و سلطان ابو سعيد به شكرانهء آن دستور داد كه در آن سال ماليات « سردرخت » از مردم خراسان نگيرند .
( 5 ) . جواهر الاخبار ( ص 67 ) : « . . . و الفاظ قبيح در باب پدر مىگفت و صحبت با ملاحده مىداشت ، و صوم و صلات