تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5128

مساهمون:

ص٥١٢٨
القصّه ، ايشان نيز صف‌هاى خود ترتيب داده به جنگ ايستادند و در آن روز تا شب از طرفين مردان مرد و دليران روز نبرد به جنگ مشغول بودند . و شب چون رسيد ، آن حضرت از ميدان فرود آمده فرمان داد كه در پيش لشكر خندق كندند و در تمام شب از دو جانب پاس داشتند . روز ديگر باز از هر دو طرف سوار شده روى به يكديگر آوردند . در اين روز ميرزا رستم بن ميرزا عمر شيخ در برانغار داد مردى و مردانگى داد و مير حسين سفيد را كه استظهار سپاه تراكمه بود لشكر منصور دستگير كردند . و باز شب ميانجيگرى كرده فرود آمدند . و روز ديگر از هر دو طرف دل بر مرگ نهاده فدايىوار به جنگ مشغول شدند . از برانغار لشكر منصور ميرزا رستم و ميرزا ابراهيم جهانشاه و امير لقمان برلاس و امير مهراب ترخان دل از جان برداشته آنچه لوازم مردانگى بود به جاى آوردند و دست راست مخالف بر امير عليكه و امير جلال الدين فيروز شاه حمله آوردند و ايشان جاى خود نگاهداشته خواجه محمد شرف و جمعى ديگر حملهء غنيم را استقبال كرده كشته شدند و جمعى از بيدلان گريزان شده نزديك بود كه تركمانان ظفر يابند كه چند قطار شتر از دست چپ به تاراج بردند . آن حضرت در اين وقت فرمود كه به طهارتخانه روند و به عزم نماز چاشت فرود آمد و بعد از نماز و دعا سوار شده در قول قرار گرفت . و امير شاه ملك كه به رأى و تدبير مشهور آفاق بود فرمود كه نقارهء بشارت زده آوازه انداختند كه اميرزاده اسپند گرفتار شد . ميرزا بايسنقر از قبل قول چون خبردار شد كه دست چپ برهم خورد ، به آن طرف روانه شد و پنج هزار سوار به مدد شاهزاده از قول روان شدند و جنگى در كمال صعوبت شد و سپاه منصور به يك بار حمله آوردند . و اميرزاده اسكندر چندانكه خواست لشكر خود را ياساميشى نمايد ، ميسّر نشد . بالضروره عزيمت هزيمت كرد و بسيارى از تراكمه كشته و گرفتار شدند . و آن حضرت بر حصول اين فتح نامدار شكر بسيار به جاى آورد و فتح‌نامه‌ها به اطراف ممالك فرستاد . و اين فتح در غرّهء شعبان واقع شده و روز ديگر به وقت كوچ نظر آن حضرت بر اسراى تركمان افتاد . حكم شد كه به شكرانهء اين فتح همه را آزاد كنند . و منتصف « 1 » شعبان تبريز محل نزول همايون شد و به عزيمت معاودت به سلطانيه آمدند و ملوك و حكام آذربايجان رخصت مراجعت يافتند و لشكر عراق و فارس در ركاب ميرزا رستم و ميرزا ابراهيم مرخص شده به جاى خود رفتند و امير الياس خواجه در ولايت سلطانيه و رى و قزوين و قم به موجب حكم توقف نمود و موكب همايون به رى درآمد و كوچ‌بركوچ به جانب خراسان روانه شد . و امير شاه ملك از راه استرآباد به خوارزم رفت .
هامش
( 1 ) . ق : نصف