تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5249

مساهمون:

ص٥٢٤٩
و اين واقعه صباح يك‌شنبه بيست و پنجم ( ذى حجهء ) « 1 » سنهء مذكور « 2 » واقع شد . هفتاد و دو سال عمر آن حضرت بود . هفت « 3 » سال در زمان صاحبقران پادشاه خراسان بود و چهل و سه سال در اكثر ربع مسكون به استقلال سلطنت كرد و در جميع معارك مظفر و منصور مىبود و در هيچ جنگ مغلوب نشد . آن حضرت را هفت پسر بود : ميرزا الغ بيك ، ميرزا ابراهيم ، ميرزا بايسنقر ، ميرزا سيورغتمش ، ميرزا محمد جوكى ، جان اغلان ، باروى « 4 » ، اين دو پسر در خردسالى فوت شدند و ديگر فرزندان آن حضرت صاحب لشكر و مملكت شدند . و به وقت وفات آن حضرت از فرزندان صلبى ميرزا الغ بيگ پادشاه تمام ماوراء النهر بود ؛ و ميرزا عبد اللّه ، ولد ميرزا ابراهيم ، حاكم فارس بود ؛ و ميرزا علا الدوله بن ميرزا بايسنقر در هرات قايم مقام بود ؛ و ميرزا ابو القاسم بابر بن ميرزا بايسنقر در اردوى حاضر بود ؛ و ميرزا « 5 » سلطان محمد بن ميرزا بايسنقر در كردستان بود ؛ و ميرزا سلطان مسعود و ميرزا قراچار پسران ميرزا سيورغتمش و ميرزا محمد قاسم و ميرزا ابا بكر پسران ميرزا محمد جوكى اقطاعات پدران خود را متصرف بودند ؛ و ميرزا عبد اللطيف بن ميرزا الغ بيگ در اردو بود ؛ ( و ميرزا خليل بن ميرزا جهانگير نيز در اردوى ظفر قرين حاضر بود . ) « 6 » و دو دختر صلبى آن حضرت كه در نكاح فرزندان ميرزا محمد سلطان - كه ميرزا يحيى و ميرزا محمد جهانگير بودند - در حيات بودند . و خزانه و جبّاخانه و طويله و فراشخانه و ساير اسباب و اموال دنيوى كه در سركار آن حضرت بود ، از حساب بيرون « 7 » و از قياس و تخمين و عقل افزون بود . و از امراى عظام به وقت وفات آن حضرت به غير از امير پسر لقمان برلاس هيچ كس در اردو نبود ؛ چه ، اكثر امراى معتبر به طلب ميرزا سلطان محمد رفته بودند . و آن روز و آن شب فوت آن حضرت را از عوام پنهان داشتند . و گوهرشاد آغا كس نزد ميرزا عبد اللطيف فرستاد كه « سرورى ايل و الوس به ميرزا الغ بيگ مىرسد و او حاضر نيست . اكنون بناى ضبط سپاه مىبايد كرد » [ 587 ب ] و او قبول كرده ، روز ديگر خبر وفات آن حضرت اعتبار يافت و قيامت روزگار آشكار شد . ميرزا عبد اللطيف از برانغار به پاى توق برآمد و اكثر لشكر نزد او جمع شدند . و ميرزا ابو القاسم بابر و ميرزا خليل متوجه خراسان شدند . و چون از ميان اردو بازار بگذشتند ، مردم ايشان هرچه به دست ايشان درآمد به غارت بردند و عنان لشكريان از آن دستبرد بيرون رفت . ميرزا عبد اللطيف سوار شده گرد اردو
هامش
( 1 ) . ش : ندارد . ( 2 ) . مطابق اول فروردين . ( 3 ) . ش : تا هفت ( 4 ) . ق : باز دين ( 5 ) . ش : سيّد . ( 6 ) . ش : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 7 ) . ش : + بود .