تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5212

مساهمون:

ص٥٢١٢
و قيصر روم در اين سال به ولايت انكروس رفت و از آب نوبه گذشته شش قلعهء معتبر از آن ولايت را [ 580 الف ] مفتوح ساخت و معاودت نمود . و در اين سال جانى بيگ صوفى كه از ديرباز با اشرف [ برسباى ] ، حاكم مصر مخالفت مىنمود به قتل آمد . و تفصيل اين اجمال آنكه چون جانى بيگ صوفى از لشكر حاكم مصر شكست يافت نزد اولاد قراعثمان رفت و حاكم حلب بدانچه دسترس داشت اولاد قراعثمان را تسلى كرد و بر آن داشت كه جانى بيگ را دست دهند . و او اين معنى را فهميده ارادهء فرار نمود و محمد ولد قراعثمان از فرار جانى بيگ آگاه شده بعد از دو روز فوت شد و محمد سر او را به مصر فرستاد و اشرف به غايت خوشحال شد . اما حمزه ، برادر محمد ولد قراعثمان از برادر آزرده خاطر شد به سبب قتل جانى بيك ؛ چه ، ايشان را از قديم با حكام مصر منازعت بود و مثل جانى بيگ دست‌آويزى پيدا شده بود از روى نادانى محمد او را به قتل آورد و حمزه برادر خود را در منزل طلب نموده فى الحال گرفت و به قتل آورد و ولايت پدر تمام به تصرف حمزه درآمد . و اشرف از شنيدن اين خبر در غضب شد و جمعى كثير از امراى مصر را بر سر حمزه تعيين كرد و به امراى شام و حلب نيز نوشت كه « به ولايت حمزه درآمده اگر او آمده ملازمت كرد فبها ، و الّا آنچه از دست شما آيد از تخريب ولايت او سعى نماييد . » و ايشان به موجب فرموده به ولايت او درآمده قلعهء آق‌شهر را محاصره كردند . و در هجدهم رجب سلطان به شكار سوار شده معاودت كرد و بىحضور شده صاحب فراش شد و بعد از چند روز صحت يافته سوار شد و اما باز نكس « 1 » كرد و همچنين گاهى بهتر مىشد و باز مرض عود مىكرد . تا آنكه در اوايل رمضان در قاهره و مصر طاعون شد و سلطان علما و اطبّا را طلبيده از سبب طاعون سئوال كرد . ايشان در جواب گفتند كه « چون زنان در ميان مردم بسيار مىشود ، غضب الهى متوجه اين ولايت است . » و بدين سبب سلطان حكم كرد كه مطلقا زنان - خواه پير و خواه جوان - از خانه بيرون نيايند . و حال آنكه سابقا زنان جوان هرهفت كرده در كوچه‌هاى مصر مترّدد بودند . و كار منع بيرون آمدن عورات به آنجا رسيد كه طاعون اگر خويش و قوم ايشان كسى فوت مىشد ياراى پرسش نداشتند . و در نهم شوال ديگر باره مرض سلطان عود كرد و صاحب فراش شد و هرچند روز كه تخفيفى مىشد ، شاديانه زده اطبا را خلعت مىدادند و باز مرض عود مىكرد و در شهر روزبه روز طاعون زياده مىشد . و در بيست و دويم شوال سلطان اندك نيكوتر شد و اطبّا را خلعت
هامش
( 1 ) . نكس : عود كردن مرض . - لغتنامهء دهخدا .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5212 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى