تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5209

مساهمون:

ص٥٢٠٩

ذكر وقايع سنهء هشتصد و چهل از هجرت [ موافق سال هشتصد و سىام « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »

ميرزا شاهرخ در اوايل اين سال به عزم مراجعت ، پاى در ركاب آورد و در دويم ربيع الثانى به هرات رسيده و مدت اين سفر دو سال تمام متمادى شد . و والى هرموز به واسطهء محافظت برادر به درگاه آمد ؛ چه ، در آن ولايت او را مجال توقف نمانده بود ( و با وجود جواهر و اقمشه و اسباب فراوان داشتن به وقتى كه به باغ زاغان درآمد به واسطهء مجلسى كه به ) « 3 » شاهزاده عبد اللطيف ميرزا آراسته بودند و جشنى در كمال عظمت مرتّب [ 579 ب ] ساخته ، اما پادشاه سيف الدين ، حاكم هرموز راه بسيار در ميان چهار طاقها رفته به هيچ طرف نگاه نكرد و هميشه نظر در ميان دو گوش داشت . و چون به ملازمت رسيد ، چند جا زانو زد و آن حضرت او را در آغوش كشيد و احوال پرسيد . و در آن مجلس طبقهاى زر و جواهر به رسم سابق به مجلس آوردند و نزد هريك از امرا نهادند . هركس طبق خود را متصرف شد ، اما سيف الدين نظر بر پشت پا داشت . و آن حضرت شيخ نور الدين مرشدى را كه به ايلچيگرى روم رفته و در آن زودى آمده بود ، اشارت كرد كه آن طبق را برداشت و به جهت او عدد و علوفه و ما يحتاج موافق حال او تعيين شد و مجموع شاهزادگان و امرا تحفه‌هاى لايق فرستادند . و در هفته دو نوبت به مجلس شيلان « 4 » حاضر مىشد و طبل و علم و خيل و حشم به او مرحمت شده كه لشكرهاى فارس و عراق به كمك او رفته هرموز را مستخلص سازند .
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و پنجاهم . ( 2 ) . م ، ش : بياض . ( 3 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 4 ) . شيلان : لفظى است تركى به معنى مهمانى عام .