تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4236

مساهمون:

ص٤٢٣٦
اين خبر شنيد بسيار خوشحال شد و جمعى از امرا را كه با ايشان بد بود به قتل رسانيد و متوجّه آن صوب شد ؛ و در هشتم ماه جمادى الآخر بر سرير خانى نشست . و باقى احوال بايدو و آنچه ميانهء او و شهزاده غازان واقع شده عن قريب در احوال غازان خان به تفصيل مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال جلوس تيمور قاآن بن جيم گيم بن قوبيلاى قاآن است بر سرير قاآنى در حدود ختا بعد از فوت قوبيلاى قاآن به يك سال ؛ چه ، قوبيلاى قاآن در سال ششصد و هشتاد و سيم از رحلت بود و سنّ قاآن به هشتاد و سه سال بود و مدّت قاآنى او سى و پنج سال ؛ و از اولاد چنگيز خان كسى برابر او قاآنى نكرد ؛ و از وى در ممالك آثار ارجمند از عمارات و شهر بسيار مانده ، چنانچه قبل از اين شمّه‌اى از عمارات قاآن قلمى شد . القصّه چون قاآن عالم فانى را وداع نمود نبيرهء او تيمور قاآن كه ولىعهد او بود و در سرحدّ دوردست به جنگ ياغيان رفته بود ، بنابراين ، مادر او كوكجين خاتون كه خاتون بزرگ جيم گيم بود ، به اتّفاق امراى بزرگ بايان را به طلب تيمور فرستاد كه او را خبردار كرده همراه بياورد تا بر تخت قاآنى بنشيند . و چون از رفتن بايان تا آمدن تيمور قاآن مدّت يك سال در ميان گذشته بود در آن مدّت كوكجين خاتون والدهء تيمور قاآن مهمات ملكى را به نوعى سرانجام مىنمود كه از هيچ ممرّى خللى و فروگذاشتى نمىشد ، تا آنكه تيمور قاآن حاضر شد و جميع شهزادگان و خواتين و امرا و اركان دولت قرار به قاآنى تيمور قاآن كه قوبيلاى قاآن در زندگانى خود وى را بر تخت قاآنى نشانيده بود ، خواستند كه او را بر تخت بنشانند كه برادر بزرگش كملا نام با او در مقام منازعت شده به قاآنى وى راضى نمىشد و خود را به اعتبار بزرگى سال مستحقّ و سزاوار قاآنى مىدانست بنابراين ، مادر ايشان كوكجين خاتون گفت كه « چون سچن قاآن - يعنى قوبيلاى قاآن - فرموده است كه قاآنى را هيچ تعلّقى به بزرگى و كوچكى نيست بلكه هركه از فرزندان و اروق چنگيز خان بيلگ‌هاى او را خوب مىدانند لايق قاآنى آن كس باشد اگرچه در سال كوچك‌تر باشد . بنابراين ، شما هردو برادر در حضور امراى بزرگ بيلگ‌هاى چنگيز خان را بازگوييد تا حقيقت حال هريكى [ 372 الف ] ظاهر شود و منازعت و خصومت به سخن قوبيلاى قاآن بر طرف شود و گفتهء هركه را خواتين و شهزادگان و امرا پسند نمايند و گويند كه فلانى بيلگ‌ها را خوب مىداند ، قاآن باشد . » چون تيمور قاآن بسيار فصيح‌زبان و شيرين‌كلام بود شروع در تعداد بيلگ‌ها كرد و آن‌چنان تقرير كرد كه همهء شنوندگان از روى انصاف و تعجّب بر وى آفرين كردند . و كملا به واسطهء لكنت و گرفتگى كه در زبان داشت از تقرير بر وجهى كه مردم توانند فهميد عاجز آمد . بنابراين ، همهء امرا متّفق شدند و گفتند كه امروز غير از تيمور قاآن كسى لياقت قاآنى ندارد .