مسلمانى را رواج داده ، از پيش او گريخته به خدمت قاآن آمده از اننده شكايت كرد و گفت :
« وى خود مسلمان شده و اكثر لشكر به متابعت او مسلمان شدهاند ، و الحال هرفرزندى كه متولّد شدهاند او را به طريق ايشان سنّت مىكنند ؛ و اننده ترك همهچيز كرده ، در مسجد به تلاوت قرآن و نماز اشتغال مىدارد . »
قاآن از اين معنى رنجيده ، دو برادر از مقرّبان خود كه يكى را جيرقلنگ و ديگرى را جيرتقو گفتندى پيش شهزاده اننده فرستاد و او را از اطاعت و عبادت و تلاوت منع كرد و بتپرستى امر نمود . اننده بسيار انكار نمود و گفت : « مرد عاقل مصنوع خود را چگونه سجده كند ؟ » و در اين باب اننده سخنان خوب گفت . از آن جمله فرمود كه « هيچ شكّ نيست بهترين موجودات و مخلوقات الهى در عالم سفلى آدمى نيكوكار است ، چنانچه بدترين موجودات در روى زمين آدمى شرير و بدكار است . » بعد از آن فرمود كه « اين سخن به يك وجه راست است ؛ چه ، هرگاه عاقل در اصناف موجودات كه عبارت از جمادات و نباتات نظر مىكند مىيابد كه نيكوترين چيزها آن چيز است كه از وى به ديگران نيكى مىرسيده باشد ؛ و بدترين چيزها آن چيز است كه از وى به ديگران مضرّت مىرسد ؛ و خواه آدمى باشد و خواه حيوان و خواه نبات و خواه جماد ، از رهگذر ديگر پايينترين مراتب مرتبهء جمادات و بالاترين از وى نبات و از آن بالاتر حيوان و از آن بلندتر انسان است . پس در عالم سفلى هيچچيز به مرتبهء انسان نمىرسد . اكنون اگر پدر پسر خود را كه از پدر در جميع صفات كمال بهتر باشد سجده و پرستش كند آيا اهل عقل او را مذمّت نمىكند ؟ و منشأ اين مذمّت و نكوهش نيست الّا از رهگذر آنكه پسر از پدر حاصل شده و گويا كه مخلوق پدر است . پس هرگاه پسر خود را هرچند داناتر و كاملتر از پدر باشد به مجرّد آنكه به آن مىماند كه پدرش خلق كرده باشد سجده نتوان كرد ، پس جمادى را كه واپسترين مراتب موجود است هرگاه خود تراشيده باشد چگونه سجده توان كرد ؟ »
و امثال اين سخنان بسيار گفته آن دو برادر را بازفرستاد . و چون ايشان به خدمت قاآن رسيده سخنان اننده را به عرض رسانيدند قاآن به قهر رفته كس به طلب اننده فرستاد . اننده به مجرّد طلب قاآن توقّف ناكرده متوجّه خدمت شد . و چون به مجلس قاآن داخل شد از وى پرسيد كه « اى اننده كه را سجده مىكنى ؟ » گفت : « كسى كه مرا و قاآن را آفريده و رواكنندهء حاجات و دفع كنندهء بليّات ما است ، نه سنگپاره يا قطعهچوبى را كه سنگتراش يا درودگر تراشيده باشد . »
قاآن از اين كلمات به خشم رفته اشارت به حبس اننده كرد . اننده همچنان بر اعتقاد خود ثابتقدم بوده به آواز بلند مىگفت كه « پدران ما همه موحّد بودند و خداى را به يگانگى ستايش
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4239
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٤٢٣٩