ذكر وقايع سال ششصد و هفتاد و نهم از رحلت خير البشر « 1 »
در روز چهارشنبه نهم ماه ربيع الآخر اين سال ارغون خان بلغان خاتون دختر اوتمان [ 364 الف ] بن آباتاى « 2 » را بخواست و او را در اردوى بلغان خاتون بزرگ جاى داد .
و در سيزدهم همين ماه ايلچيان دربند آمده و معروض داشتند كه لشكر ياغى از راه دربند متوجّه آذربايجان است ، بنابراين ، حكم شد كه توكال و شيكتور نويان و قونجوق بال با لشكرى آراسته متوجّه دفع لشكر ياغى شوند . و در شانزدهم ماه طغاچار را با بعضى امراى ديگر متعاقب ايشان فرستاد ، و غرّهء ماه ربيع الآخر ارغون خان به نفس خود از بيلهسوار حركت نموده تا پشتهء تويناق كه از آن طرف شابران است رسيد ، و يازدهم ماه به شابران درآمد ، و مقدّمهء لشكر ارغون خان را در هفدهم اين ماه بر كنار قراسو - كه از آن طرف دربند است - با ياغى اتّفاق ملاقات افتاد . از آن جانب اياچى و منگلى بوقا پسر منگو تيمور و يكيجه و توقتاى مرتد با يك تومان لشكر پيش آمده بودند و از اين جانب طغاچار و قونجوق بال و طغريلچه و طايچو .
به مجرّد رسيدن خود را به آب زدند كه بگذرند . و چون لشكر ياغى اين تهوّر را از سپاه ارغون شاه ملاحظه نمود ، صلاح در جنگ ايشان نديدند و روى به گريز نهادند . طغاچار با باقى امرا از آب گذشته ايشان را تعاقب نمودند و با سيصد سوار ايشان را به قتل رسانيدند و جمعى كثير را زنده دستگير نموده به خدمت ارغون خان آوردند . از جمله مشاهير آن جماعت بورولتاى و قداى كه هردو امير هزاره بودند ، به قتل رسيدند و برادر يكيجه نيز در آن
هامش
( 1 ) . ق : كه سال ششصد و هشتاد و نهم از هجرت آن سرور است . عليه و آله التحية من الملك الاكبر .
( 2 ) . متن : آقابانى .