تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4197

مساهمون:

ص٤١٩٧

ذكر وقايع سال ششصد و هفتاد و هشتم از رحلت خير البشر « 1 »

كه سال ششصد و هشتاد و هشتم از هجرت آن سرور ، عليه و آله التحية من الملك الاكبر ، است . چون بوقا وزير ارغون خان كشته شد ، حكم جهان مطاع صادر شد كه بايتمش قوشچى « 2 » و تاموداى اقتاچى « 3 » و شادى پسر توقو با پانصد سوار بروند و اروق برادر بوقا را از قلعهء كشّاف گرفته بياورند . ايشان از ارّان به شش روز به اردبيل رسيدند و پسر بزرگ اروق غازان‌نام را در همانجا به ياسا رسانيدند و اروق را از قلعهء كشاف برآورده متوجّه اردو شدند . و چون به كنار پول چغان رسيد سر برادر خود بوقا را آويخته ديد . گفت : « سر اوجان امير سليخ « 4 » كه نوكر او بود كجاست ؟ » گفتند : « او را هنوز نكشته‌اند . » چون اروق به اردو رسيد در بيست و نهم محرّم اين سال حكم شد كه او را با امير اوجان پيش بوقا فرستادند . چون اروق و اوجان به ياسا رسيدند ، آباچى پسر بوقا به طغان التجا برد و خدمت او اختيار كرد ، و طغان در مقام تربيت او شد ، مىخواست كه گناه او را درخواست نمايد ، امّا شتاب كرده پيش از وقت معروض داشت . ارغون خان را چون هنوز خشم فروننشسته بود ، فرمود كه اروق آن حرام‌نمك را پاك كنند ، بنابراين آباچى و برادران او ملك و ترخان تيمور و قتلغ تيمور را تماما به يك روز به ياسا رسانيدند . و از جمله وقايع اين سال كشته شدن شهزاده جوشكاب و بند فرمودن ديگر شهزادگان را كه به موافقت امير نوروز متّهم شده بودند . و مفصّل اين مجمل آنكه ارغون خان بعد از قتل بوقا
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . ق : باسمش فوشجى ؛ م ، ش : باتيش فوشچى . ( 3 ) . م : باموداى اختاچى . ( 4 ) . متن : اوجان امير سلاح .