ذكر وقايع سال ششصد و پنجاه و نهم « 1 » از رحلت خير البشر « 2 »
در اين سال اباقا خان مظفّر و منصور از خراسان به جانب آذربايجان مراجعت نمود و در غرّهء شهر ربيع الأوّل اين سال به مراغه رسيد و روز پنجشنبه بيستم اين ماه در جغاتو به اردوهاى خاتونان خود پيوست . و هم در اين تاريخ [ 333 الف ] ايلچيان از بندگى قوبيلاى قاآن رسيده بودند و از براى اباقا خان يرليغ ايالت ولايت ايران تا سرحدّ مصر و مغربزمين با تشريفات خاص آوردند . و اباقا خان در روز چهارشنبه دهم شهر ربيع الآخر در موضع چغاتو بر وفق يرليغ قاآن [ براى بار دوّم ] بر تخت ايران نشست و شهزادگان و امرا چنان كه رسم مراسم تهنيت بود به جاى آورده آن روز را به عيش و طرب گذرانيدند .
مقارن اين حال از جانب دربند ايلچيان منگو تيمور با انواع تحف و هدايا از باز و شونقار و شاهين به خدمت اباقا خان به تهنيت فتح برآمدند . اباقا خان ايشان را بسيار عزّت و احترام نموده بعد از چند روز رخصت مراجعت فرمود و از براى منگو تيمور نفايس از هرقسم چنانچه لايق سلاطين ذوى الاقتدار باشد فرستاد .
و در سيم ماه رمضان سال مذكور اباقا خان در حدود [ درّهء ] جغاتو شكار مىكرد ، ناگاه گاوى از جاى خود خيز كرد و خود را بىخبر به اباقا خان رسانيد كه نزديك بود كه وى از اسب درافتد ، امّا خود را مردانه نگاه داشت و شاخ گاو بر حلق او رسيده شريانى از شريانات گشاده شد ، و هرچند مىكردند خون بند نمىشد . آخر الأمر قورچان آقا پدر توقتيمور ايداچى با اجازهء امرا زه كمان را برداشت و آن را به خاك آلوده ساخت و آن را به زخم گاو آن مقدار زد
هامش
( 1 ) . م : سال ششصد و شصت و سه .
( 2 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .