طوغانه « 1 » گويند ، و در وقت زانو زدن ايلچى براق تكودار اغول اشارتى باريك بدان تير كرد ، يعنى هرسرّى كه هست در آن تير تعبيه است .
تكودار آن تير را در خلوت بشكافت . در وى نامه [ اى ] يافت ، مضمون آنكه « تكودار آقا بداند كه من به قصد ولايت ايران لشكرى بيكران به هم رسانيده متوجّه آن ديارم ، متوقّع آنكه آن جناب از اباقا خان تخلّف نمايد و با او در جنگ من موافقت نورزد تا در ديار خراسان و عراق در تصرّف خود درآورده با يكديگر قسمت نماييم . »
تكودار اغول چون بر مضمون نامه اطّلاع يافت از اباقا خان رخصت گرفته به جانب يورت اصلى خود كه در نواحى گرجستان قرار گرفته بود رفت . و چون به منزل خود رسيد اين سخن به امرا و مقرّبان خود بازگفت . ايشان چون ميل فتنه و فساد داشتند [ 325 ب ] تكودار اغول را بر مخالفت اباقا خان ترغيب نموده اين معنى را در نظر پسنديده باز نمودند . و چون بعد از رفتن او از خراسان خبر پياپى مىرسيد كه اينك براق متوجّه است به خراسان ، اباقا خان بنابر عادت قديم كه در كليات امور و مهمات ملكى با تكودار اغول مشورت مىفرموده و به صوابديد او كار كردى ، كس به طلب وى فرستاد . تكودار به خلاف سابق در آن باب به عذرهاى پوچ تمسّك جسته نمىآمد . و چون اين مطلب مكرّر شد و در هرمرتبه از آن جانب عذرى كه مشعر بر غدر و مكرى ظاهر بود به ظهور رسيد بر همگنان روشن شد كه تكودار اغول پاى از دايرهء يكجهتى بيرون نهاده با مخالفان موافق شده .
و چون تكودار نيز دانست كه اباقا خان بر يكجهتى او با براق اطّلاع يافته بالضّروره با امراى خود مشورت نموده قرار به آن داد كه از راه دربند بيرون رفته به براق ملحق شود . اباقا خان بر ارادهء او واقف شده اوّلا خواست او را دفع نمايد . آخر الأمر قرار به آن داد كه شيرامون نويان را كه در نواحى دربند جاى داده بود به دفع او نامزد نمايد . القصّه چون يرليغ اباقا خان به شيرامون در باب دفع فتنهء تكودار اغول رسيد ، شيرامون پيش از خود امير اليناق را بر عقب او فرستاد و متعاقب خود روانه شد ، و از اردوى اباقا خان ابتاى نويان با سپاهى فراوان به امداد شيرامون تعيين شد . اتّفاقا هردو طايفه در نواحى دربند به هم رسيدند . شيرامون مىخواست كه اوّلا تكودار اغول را به چربزبانى از آن خيال بازدارد ، امّا چون كار از دست رفته بود به سخن صورت نمىگرفت و بىشمشير قاطع نمىشد .
چون تكودار ديد كه از دربند گذشتن بىجنگ ممكن نيست ، بهادران خود را فرمود تا بر سپاه شيرامون حمله كردند . اوّل از جماعتى كه همراه اليناق پيش رفته [ بودند ] قريب به پانصد
هامش
( 1 ) . متن : طوغمار . در منابع غربى : توغنه .