تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3998

مساهمون:

ص٣٩٩٨
مىبودند - به هم رسانيده به بخشش درم و دينار ايشان را مطيع و منقاد خود گردانيد . و از جانبين شروع در جنگ كردند ، و قريب به يك ماه تنور جنگ آن‌چنان گرم بود كه زياده بر آن ممكن نبود . در اين اثنا روزى هشتاد بهادر مغول با يكديگر اتّفاق كرده به باروى قلعه موصل برآمدند ، و موصليان هجوم آورده تمام آن هشتاد نفر را به قتل رسانيدند و سرهاى ايشان را در ميان لشكر مغول انداختند . و اين معنى موجب دليرى موصليان شد . [ 311 الف ] و مقارن اين حال روزى ملك صدر الدّين خود از سر برداشته بود كه ناگاه تيرى از اندرون قلعه به سر وى رسيد كه مجروح و نالان گشت . بنابراين از سنداغو نويان رخصت گرفته به جانب تبريز مراجعت نمود و در آلاتاغ به بندگى هلاگو خان رسيد و حقيقت حال را به عرض رسانيد ، و جدّ و جهد موصليان را خاطرنشان نوّاب پادشاه كرد . و هلاگو خان چون از ملك صدر الدّين احوال جنگ موصليان معلوم كرد ، اميرى ديگر را با لشكرى فراوان به مدد سنداغو نويان فرستاد . و از طرف مصر بندوقدار چون بر احوال ملك صالح اطّلاع يافت ، او نيز امير آغوش اربوز « 1 » [ لر ] را با لشكرى بسيار به مدد او فرستاد . چون مصريان نزديك رسيدند مكتوبى بر بال كبوتر بسته به جانب موصل فرستادند . اتّفاقا آن كبوتر آمده بيرون شهر موصل بر منجنيق مغولان نشست ، و منجنيقى آن را گرفته پيش سنداغو نويان رفت . چون مضمون مكتوب معلوم امراى مغول شد ، او را بر اقبال خود حمل كرده در ساعت يك تومان لشكر را سه اسبه به دفع ايشان فرستاد . در نواحى سنجار مغولان سه قسم شده خود را به سپاه مصر و شام زدند ، و مدّتى مديد بين ايشان كارزار بود . مصريان پاى قايم ، جنگ مردانه مىكردند كه در اين اثنا بادى از جانب مغول پيدا شد كه ريگ را برداشته بر چشم شاميان و مصريان به نوعى مىزد كه ايشان دست از جنگ بازداشته روى به گريز نهادند . مغولان تعاقب ايشان نموده اكثر ايشان را به قتل رسانيدند و خلقى بيشمار از سنجاريان را نيز هلاك گردانيدند و زن و فرزندان ايشان را اسير كردند . بعد از آن جامه‌هاى شاميان در پوشيده و به آيين كردان مويهاى فروهشته ، متوجّه موصل شدند و پيش سنداغو نويان كس فرستاده كه « اينك فتح كرده با اولجاى بسيار بدين هيئت على الصباح به ظاهر موصل خواهيم رسيد . » و چون صبح روشن شد ، مغولان بر هيئت شاميان و مصريان و كردان ظاهر شده از روى سرعت هرچه تمام‌تر متوجّه موصل شدند . از آن جانب نيز سنداغو نويان از جهت فريب مستعدّ شده مانند آنكه به جنگ ايشان مىرود ، روى به آن طايفه نهاد . ايشان قصد شهر رفتن را
هامش
( 1 ) . متن : امير اغونى .