تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3987

مساهمون:

ص٣٩٨٧
كرد و ايشان به عهود پيمان او فرود آمدند . امّا چون هلاگو خان از ايشان بسيار در خشم بود بفرمود تا ايشان را به يك بار با زن و بچه بكشتند ، مگر يك زرگر ارمنى كه خلاصى يافت . و چون قلعهء حلب بگرفتند هلاگو خان آن را به فخر الدّين ساقى سپرد و توكل بخشى را به شحنگى آنجا بنشاند . و بعد از آنكه از حلب روانه شد اهالى آنجا از فخر الدّين شكايت‌ها كردند . بنابراين ، حكم شد كه فخر الدّين ساقى را به ياسا رسانيدند و حكومت حلب به زين الدّين حافظ مفوّض گشت . اهالى دمشق چون اين حوادث را مشاهده نمودند از صدمات سپاه مغول بسيار ترسيدند ؛ چه ، اطراف و نواحى شام تمامى به حوزهء تصرّف ايشان درآمده بود ، بنابراين ، جمعى از اكابر و اعيان دمشق اتّفاق نموده با تحف و هدايا و كليدهاى دروازه به بندگى حضرت ايلخان آمده اظهار اطاعت و انقياد نمودند . هلاگو خان از جهت امتحان ايشان فرمود كيتبوقا نويان به دمشق رود . چون كيتبوقا نويان به موجب فرموده به دمشق رفت ، اهالى آن بلده به استقبال او شتافته مراسم بندگى و اطاعت به جاى آوردند . كيتبوقا نويان اعيان و اشراف آنجا را به بندگى هلاگو خان فرستاد و بر ايشان ترحّم نموده ملتمسات ايشان را مبذول داشت و مغول بىمحاصره و محاربه در شهر رفتند . و شحنهء مغول را با سه نوكر تاژيك معيّن فرمود ، يكى علاء الدّين [ حاشى ] و جمال الدّين قرقاى قزوينى و قاضى شمس الدّين قمى ، تا ضبط امور مملكت دمشق مىكردند . و حاصل كلام آنكه به اندك روزگارى بغداد و ديار بكر و ديار ربيعه و بلاد شام مسخّر رايات نصرت آيات هلاگو خان گشت [ 308 ب ] و نوّاب و عمّال ايشان بر ممالك روم استيلا يافتند . و در اثناى اين حال از جانب مشرق ايلچيان رسيده ، و مقدّم ايشان شيكتور نويان ، كه از اينجا به تعجيل تمام رفته بود و خبر واقعهء فوت منگوقاآن رسانيدند . هلاگو خان از شنيدن اين خبر ملال اثر بسيار محزون گشت ، ولى اندوه را ظاهر نمىساخت ، مع هذا بعد از شنيدن آن خبر كيتبوقا نويان را به محافظت شام گذاشته خود از حلب مراجعت نمود . ملك ناصر الدّين ، كه حاكم حلب و شام بود و به وقت رسيدن هلاگو خان به آن حدود گريخته به قلعهء كرك درآمده بود . كيتبوقا نويان خواست كه آن قلعه را محاصره كند ، امّا ملك ناصر الدّين كس پيش او فرستاده امان طلبيد و از قلعه فرود آمد . كيتبوقا او را به بندگى هلاگو خان فرستاد و هلاگو خان او را به عنايات پادشاهانه سرافراز گردانيده وعده داد كه چون مصر بگيريم حاكمى شام به تو ارزانى داريم . و از جمله وقايع اين سال توجّه شاهزاده يشموت « 1 » و ايلگاى نويان « 2 » و سونتاى « 3 » به جانب
هامش
( 1 ) . متن : تشموت . ( 2 ) . متن : ملكا نويان . ( 3 ) . متن : سوبتاى .