تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3985

مساهمون:

ص٣٩٨٥

ذكر وقايع سال ششصد و چهل و هفتم از رحلت خير البشر « 1 »

در اين سال پادشاه جهانگير هلاگو خان به عزم تسخير بلاد شام متوجّه آن صوب گرديد . و تفصيل اين مجمل آنكه بعد از فتح بغداد و استيصال عباسيّه هلاگو خان فرمانى به امرا و حكّام شام فرستاده ايشان را به ايلى و اطاعت دعوت نمود . ملك ناصر و جمعى ديگر كه در آن ديار اعتبارى داشتند ، جواب نامهء آن پادشاه بر وجه ناپسنديده بازفرستادند . بنابراين ، ايلخان را داعيهء عبور بر آن ولايت زياده گرديد . و ديگر آنكه چون پيش از آمدن هلاگو خان به ايران‌زمين حاكم حلب وزير خود ، زين الدّين حافظى ، را با تحف و هداياى لايقه به خدمت منگوقاآن فرستاده به عنايت پادشاهانه سرافراز گشت و زين الدّين با فرمان استمالت و انواع عاطفت خسروانه مراجعت نموده به حلب آمد . و چون هلاگو خان به ولايت ايران رسيد حاكم حلب دم از اخلاص و يك جهتى زده پنهانى ايلچيان نزد ايلخان مىفرستاد تا آنكه اين معنى بر حكّام شام ظاهر [ 308 الف ] گشته قصد والى حلب كردند ، و او از طاقت مقاومت ايشان عاجز آمده روى به درگاه ايلخان برده حقيقت حال به عرض رسانيد . اين معنى علاوه توجهء ايلخان به جانب آن ديار گشت . بنابراين ، اوّلا ايلچيان پيش بدر الدّين لؤلؤ فرستاده پيغام داد كه « چون سنّ تو از نود گذشت ما تو را از اين يورش معاف داشتيم ، امّا پسر خود ، ملك صالح ، را بايد كه در خدمت رايات جهانگيرى روانهء اين صوب گردانى . » و بدر الدّين لؤلؤ به موجب فرموده عمل نموده او را روانهء درگاه ايلخان گردانيد و ايلخان ، تركان خاتون ، دختر سلطان جلال الدّين خوارزمشاه ، را كه منگوقاآن به وى سپرده بود كه در ايران‌زمين به كسى لايق
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3985 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى