تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3981

مساهمون:

ص٣٩٨١
درآمده شروع در جنگ كردند . بلى ! شهرى كه حجّاج بانى آن باشد به از اين ثمر نمىكند . بوقاتيمور بعد از جنگ و كارزار بسيار جبرا و قهرا به شهر واسط در آمد و دست به قتل و غارت دراز كرده چهل هزار آدمى را در آنجا به قتل رسانيد ، و بصره و آن حدود همه ايل شدند . و امير سيف الدّين بتيكچى از بندگى حضرت ايلخان التماس نموده چند مغول را به نجف اشرف فرستاد تا مشهد امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ، عليه السّلام ، را محافظت نمودند . و در دوازدهم ربيع الآخر بوقاتيمور باز به لشكرگاه رسيد ، و در نوزدهم همين ماه رسولان حلب كه به بغداد آمده بودند با مكتوبى كه خواجه نصير الدّين محمّد طوسى به فرمان هلاگو خان سواد كرده بود بازگردانيد . « 1 » و از جمله وقايع اين سال فتح شهر اربل بود . و كيفيّت فتح آن بلده در تواريخ معتبره چنين مسطور است كه در وقتى كه هلاگو خان عزم فتح بغداد كرد اورقتونويان را نامزد قلعهء اربل نمود . و آن قلعه بر سر خاكريزى نهاده و آن‌چنان به حصانت و متانت واقع شده كه در ربع مسكون نظير و مانند آن قلعه كسى نشان نمىداد . چون اورقتونويان به محاصرهء آن قلعه مشغول شد ، كردان قلعه دست به جنگ يازيدند . و صاحب تاج الدّين محمّد بن صلايهء اربيلى به ايلى فرود آمد و به خدمات شايسته قيام نمود . اورقتونويان گفت : « نشان صحّت ايلى آن است كه قلعه را تسليم كنند . » تاج الدّين به در قلعه رفته هرچند نصيحت كرد لشكريان كرد او را راه ندادند . آخر الأمر بعد از مبالغه و الحاح بسيار چون اثرى بر آن مترتّب نمىشد بازگشت . اورقتونويان مدتى قلعه را محاصره نمود . چون كردان ايل نمىشدند اورقتو از سلطان بدر الدّين لؤلؤ مدد خواست . سلطان بدر الدّين لشكر به مدد او فرستاد . و اهل قلعه پيش از آنكه مدد بدر الدّين رسد شبى از قلعه فرود آمده بر مغولان شبيخون زده بسيارى از ايشان را كشتند و منجنيق‌ها را آتش زده سوختند ، و باز به قلعه رفتند . و اورقتونويان درمانده و حيران شد و كس به طلب بدر الدّين لؤلؤ فرستاد . چون بدر الدّين رسيد در باب قلعه گرفتن با وى مشورت كرد . بدر الدّين گفت : « تدبير آن است كه تا تابستان اين مهم را فروگذارى كه كردان از گرما بگريزند و به كوه روند ؛ چه ، اين زمان هوا خوش است و ذخيرهء بسيار دارند و قلعه در غايت استحكام ، و فتح آن به غير حيله ممكن نيست . » اورقتونويان به سخن سلطان بدر الدّين بازگشت و روى به تبريز نهاد . و چون هوا گرم شد كردان به واسطهء گرما فرود آمدند و قلعه را تسليم سلطان بدر الدّين كرده خود به طرف شام رفتند ، و سلطان بدر الدّين برج و بارهء قلعه را خراب ساخت .
هامش
( 1 ) . متن عربى فرمان را در جامع التواريخ ( چاپ محمّد روشن ، ج 2 ، ص 1020 ) مطالعه فرماييد .