منجنيقى پنج بافت پاره [ اى ] برهم تعبيه كرده كه هرگاه خواهند يكپاره سازند ، و همه را به بطانههاى پنبه تركيب كرده .
القصّه اين همه آلات را از ختاى بر گردونها بار كرده به تركستان آوردند و با استادان قادر و چابك همراه هلاگو خان به ايرانزمين فرستاد . و چون توجّه هلاگو خان به ايران محقّق شد ، ايلچيان فرستادند كه از ابتداى قراقروم گرفته تا كنار جيحون به عرض آنكه گذرگاه عساكر منصور خواهد بود ، تمامت مرغزارها و علفزارها قورق كردند و به رودخانهها پلهاى محكم بستند . و حكم شد بايجو نويان و لشكرها كه پيش از آن جرماغون به ايران رفته بودند به جانب روم روند و از تمامت ممالك بر هرسرى يك تقار آرد و يك خيك شراب جهت علوفهء لشكر آماده دارند .
و بعد از آنكه شهزادگان و نويانان كه معيّن شده بودند با هزارهها و صدهها عزم جزم كردند ، اوّلا در مقدّمه كيتبو قانويان را از قوم نايمان كه منصب باؤرچى داشت با دوازده هزار سوار بر سبيل يزك فرستادند . و چون كيتبوقا نويان به خراسان رسيد ، به فتح بلاد قهستان مشغول شد . و چون استعداد راه هلاگو خان به اتمام رسيد از جهت وداع در اردوهاى خود طوىها ساخته چند روز با برادران و برادرزادگان به عيش و طرب گذرانيدند . بعد از آن چون محلّ وداع شد ، منگوقاآن [ 296 ب ] از روى اشفاق برادرانه هلاگو خان را نصايح فرمود و گفت : « اى برادر ، تو را با لشكرى گران و سپاهى بىپايان از مرز توران به كشور ايران بايد رفت . بايد كه رسوم و يوسون و ياساى چنگيز خان را در كليات و جزئيات از دست ندهى ، و از جيحون تا نهايت مغربزمين هركه اوامر و نواهى تو را اطاعت و انقياد نمايد او را به نوازشات بنواز ، و آنكه گردنكشى و سرافرازى كند او را با زن و فرزند و پيوند پايمال قهر گردان . و از قهستان خراسان آغاز كرده قلاع و حصار را خراب كن . و چون از آن فارغ شدى آهن عراق كن و لر و كرد را كه همواره در آن حدود بيراهى مىكنند از سر راه بردار . و اگر خليفهء بغداد اطاعت و انقياد كند او را به هيچ وجه تعرّض مرسان ، و اگر تكبّرى كند و دل با زبان يكى ندارد ، او را نيز به ديگران ملحق گردان . و بايد كه در همهء ابواب عقل خردهبين و رأى رزين مقتدا و پيشواى خود ساخته جميع مهمّات را موافق عقل و تدبير پيشگيرى و هميشه بيدار و هشيار باشى و از مكر و حيلههاى دشمنان غافل نباشى ؛ چه ، بسى دولتهاى عظيم كه به اندك غفلت روى به زوال مىنهد . و بايد كه رعايا را از تكليفات ناموجّه آسوده و مرفه الحال داشته ، ولايت خراب شده را به مدارا و مواسات رعايا آبادان گردانى ، و مملكت ياغيان را به قوّت خداى بزرگ بگشاى تا ييلاق و قشلاق شما بسيار شود ؛ و در جميع مهمّات با توقوز خاتون « 1 » مشورت و كنگاچ كنى . »
هامش
( 1 ) . متن : دوفور خاتون .