مىداشت و در باب خانيت او مبالغهء تمام مىكرد ، بنابراين ، اكثر امرا به آن جانب ميل كردند ، و بعد از بحث بسيار او را براى خانى قرار دادند . [ گيوك در ] خدمت ايشان از روى دنيادارى اظهار بىميلى مىكردند و به شهزادههاى ديگر حواله مىنمودند و خود را به واسطهء ضعف مزاج كه هميشه داشت سزاوار قاآنى نمىدانست . تا آنكه جمعى از امرا و توراگنه خاتون در آن باب الحاح بسيار كردند و گيوگ خان گفت : « آن وقت من قبول اين مىكنم به شرط آنكه بعد از من قاآنى در اوروغ و فرزندان من باشد و به ديگران ندهند . » امرا همگنان به اتفاق قبول كردند و گفتند كه « تا ما از نسل اوگتاى قاآن پارهاى گوشت خواهيم يافت به ديگرى نخواهيم پرداخت . » آنگاه شهزادگان كلاهها از سر برداشته و كمرها گشاده ، او را بر تخت نشانيدند .
و اين واقعه در ماه ربيع الأوّل اين سال به ظهور رسيد . و بعد از جلوس گيوگ خان بر تخت سلطنت يك هفته تمام به طوى مشغول بودند . و چون از طوى فارغ شدند ، گيوگ خان در خزاين باز كرده اموال بسيار به خوانين و شهزادگان و امراى تومان و هزاره و صده و دهه هر كس را فراخور حال رعايت نمود . و بعد از آن شروع در مهمّات ملكى كرده اوّل يارغوى « 1 » فاطمه خاتون پرسيدند . دويم ماجراى اوتچگين ( برادر چنگيز خان ) پيش گرفته در باب پرسش ايشان نهايت دقّت فرمودند . و چون تفحّص آن معامله تازگى تمام داشت هركس را محل محرميت ندادند و منگو قاآن و آورده را به تفحّص آن تعيين فرمودند و ديگرى را مدخل ندادند ، و بعد از تمام يارغوى گناهكاران را به سياست رسانيدند « 2 » .
و قراهلاگو كه به موجب وصيّت چغتاى خان قايممقام او بود ، چون دعوى ولى عهدى چغتاى مىكرد و ييسومونگارا [ 285 ب ] كه فرزند صلبى چغتاى خان بود در آن مدخلى نمىداد ، گيوك خان بنابر دوستى [ ى ] كه به ييسومونگا داشت فرمود كه « با وجود فرزند ، نبيره چگونه وارث تواند بود ؟ » پس جاى چغتاى خان را به ييسومونگا مقرّر گردانيد و او را پادشاه مقرّر ماوراء النهر ساخت . و چون بعد از وفات قاآن در اين دو سال كه هنوز خانى بر تخت ننشسته بود ، هركس به مردم خود انعامات فراوان كرده غير از فرزندان تولوى خان كه ايشان به
هامش
( 1 ) . يارغو : يارغو يا يرغو به معنى دادخواهى ، دادگاه حقوقى و مدافعهء مدعى است . و يارغوچى هم كه از اين واژه درست مىشود به معنى قاضى و بازپرس است . - تاريخ جهانگشا ، چاپ قزوينى ، ج 1 ، ص كج ؛ جامع التواريخ ، چاپ محمّد روشن ، ص 2419 .
( 2 ) . فاطمه خاتون در زمان اوگتاى قاآن از مشهد به اسارت گرفته شد . در نظر توراگنه اعتبار تمام يافت و همواره طرف مشورت اين بانو قرار مىگرفت . يكى از سمرقنديان به نام شيره اتهام سحر و جادو به وى زد و گفت بيمارى كوتان ، برادر گيوك ، بر اثر جادوگرى فاطمه بوده است ( روضة الصفا ، چاپ زرياب خويى ، ص 867 ) بعد از محاكمه « چندين روز او را گرسنه و برهنه داشته لوازم تهديد و تعنيف به جاى آوردند تا آن بيچاره به گناه ناكرده اعتراف كرد . . . » - حبيب السير ، ج 3 ، ص 56 . مدتى بعد شيره نيز به همين گناه سحر گرفتار و به قتل رسيد . اتّهام اوتچگين نيز آن بود كه خيال جانشينى چنگيز خان را داشت .