چون در حيات قاآن وفات يافت ، آن معنى كه ارادهء قاآن بود ، به ظهور نرسيد . و چون آن پسر را قاآن از جميع فرزندان دوستتر داشتى ، بعد از فوت او پسر بزرگ او شيرامون نام كه به غايت عاقل و صاحب اقبال بود در حرم خود مىپرورد و او را ولى عهد و قايممقام خود گردانيد . و اين معنى مكرّر مىساخت ، تا آنكه در آن وقتى كه مرض بر ذات قاآن استيلا يافت و آثار موت بر وى ظاهر شد ، كس به طلب گيوك خان فرستاد ، و مىخواست كه در حضور او شيرامون را ولىعهد خود سازد تا هيچكس را در آن باب سخن نماند .
اتّفاقا چون پيش از آمدن گيوگ خان ، قاآن سفر آخرت پيش گرفت و گيوگ خان به اردوى پدر درآمد ، دندان طمع در قاآنى فروبرد . و مقارن اين حال از اطراف و جوانب جميع شهزادگان و امرا كه قاآن به طلب ايشان فرستاده بود رسيده در موضع كوكاناور جمع شدند و غير از باتو ، پسر جوچى كه چون او در خاطر از گيوك خان آزردگى داشت خود در آن مجلس حاضر نشد و به عذر لنگ درد پاى خود را از آمدن آنجا معاف داشت ، امّا پسران و برادران خود را فرستاد و پيشتر از همه سورقوقيتى بيگى ، زن تولوى خان ، با فرزندان خود به انواع تجمّل و آراستگى و شوكت هرچه تمامتر به اردو رسيد . و بعد از وى از جانب ديگر اوتچگين ( برادر چنگيز خان ) با هشتاد پسر و اولچياى و ديگر اعمام و عمّزادگان بيامدند . و از اردوى چغتاى و اردوى باتو برادران او : آورده و شبآن و بركه و بركچار و تنگقوت و توقاتيمور حاضر شدند ، و نويانان و امراى معتبر كه تعلّق به هرجانبى داشتند ، همراه شهزادگان بيامدند ، و از طرف ختاى امرا و ديوانيان ، و از تركستان و ماوراء النهر امير مسعود يلواج و به همراهى وى بزرگان آن حدود ، و از خراسان امير ارغون با اكابر و اعيان عراق و خراسان ، و از آذربايجان و شيروان [ . . . ؟ ] و از روم سلطان ركن الدّين ، و از گرجستان هردو داود ، و از حلب برادر حاكم حلب ، و از موصل ايلچى سلطان بدر الدّين ، و از دار الخلافهء بغداد قاضى القضات فخر الدّين و ايلچيان فرنگ و فارس و كرمان ، و از پيش علاء الدّين الموت ، از محتشمان قهستان شهاب الدّين و شمس الدّين و هريكى از اين جماعت مذكور با تحف و هدايايى كه لايق چنان حضرتى باشد بيامدند و قريب دو هزار خرگاه [ جهت ] ايشان بر پاى كردند . و از بسيارى خلايق در حوالى اردو ، جاى فرود آمدن نماند و خوردنى نهايت گرانى پيدا كرد .
القصّه چون اينچنين جمعيت روى نمود امراى بزرگ قاآن جمع شده در باب تعيين خان سخنان گوناگون گفتند . آخر الأمر قرار به آن دادند كه چون كوتان كه چنگيز خان او را بعد از قاآن منصوب گردانيده بود نمانده و شيرامون كه ولى عهد قاآن است به بلوغ نرسيده ، مصلحت آن است كه گيوگ را ، كه پسر سيّمين قاآن است ، بر تخت خانى بنشانيم . و چون او به تسلّط و تهوّر در ميانهء فرزندان قاآن شهرت داشت و مع هذا بوراك خاتون بسيار جانب او مرعى
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3894
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٣٨٩٤