تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3892

مساهمون:

ص٣٨٩٢
را اشرف تيمور تاش پسر چوپان ييلدوز داشت . و چون به تبريز رسيد اشرف را قوّت مقاومت نبود گريخته به طرف نخجوان رفت و جانى بيگ فوجى در عقب او فرستاده وى را به دست آوردند ، و چون به تبريز آمد حكم به قتل او فرمود « 1 » . و اين جانى بيگ آن‌چنان پادشاهى مسلمان نيكونهاد بود كه مردم تبريز از رهگذر لشكر او با وجود آن انبوهى و كثرت مطلقا آسيبى نرسيد . روز جمعه در مسجد خواجه عليشاه حاضر مىشد . و چون مملكت آذربايجان را صاف كرد ، پسر خود بردى بيگ را با لشكرى بسيار در آنجا بگذاشت و خود به طرف دشت قپچاق مراجعت كرد . و چون به يورت خود رسيد بعد از اندك روز بيمار شد و در آن بيمارى وفات يافت . نهم بردى بيگ پسر جانى بيگ . چون خبر وفات پدر شنيد ، تبريز را گذارده متوجّه دشت قپچاق شد و به جاى پدر بر تخت خانى نشست . دهم كلدى بيگ خان « 2 » ؛ يازدهم نوروز ؛ دوازدهم چركس ؛ سيزدهم خضر خان ؛ چهاردهم سرور ؛ پانزدهم بازارجى ؛ شانزدهم سياهى بوقا ؛ هفدهم بقلقتيمور ؛ نوزدهم « 3 » قتلق خواجه ؛ بيستم اروس خان ؛ بيست و يكم توقياقيا پسر اروس خان ؛ بيست و دويم تيمور ملك ؛ بيست و سيم پسر اروس خان ؛ بيست و چهارم توقيمش كه به امداد حضرت صاحبقران و التفات و عنايات او در دشت قپچاق بر تخت خانى قرار گرفت ؛ بيست و پنجم تيمور قتلغ ؛ بيست و ششم شادى بيگ ؛ بيست و هفتم فولاد پسر شادى [ بيگ ] ؛ بيست و هشتم جلال الدّين پسر توقتمش خان ؛ بيست و نهم جلال الدّين كپك ؛ سىام كريم بردى برادر كپك ؛ سى و يكّم جكره ؛ سى و دويم درويش اغلن ؛ سى و سيم محمّد خان . ايشان از ابتداى سال ششصد و بيست و يكم هجرى تا سال هشتصد و سى و يكم هجرى كه تاريخ تصنيف ظفرنامهء ملّا شرف الدّين على يزدى است ، دويست و ده سال گذشته . امّا سلاطينى كه از نسل چنگيز خان در ايران ( ايلخانان ) حكومت كرده‌اند ، از زمان چنگيز خان تا ظهور دولت صاحبقران شانزده تن بوده‌اند : اوّل هلاگو خان پسر تولوى خان ؛ دويم اباقا خان پسر هلاكو خان ؛ سيم [ سلطان ] احمد خان [ تگودار ] ؛ چهارم ارغون خان پسر اباقا خان ؛ پنجم گيخاتون « 4 » بن اباقا خان ؛ ششم بايدو خان [ بن ترغاى بن هلاگو خان ] ؛ هفتم [ سلطان محمود ] غازان خان ؛ هشتم الجايتو سلطان محمّد خدابنده ؛ نهم [ سلطان ] ابو سعيد [ بهادر ] خان بن
هامش
( 1 ) . با كشته شدن ملك اشرف ، سلسلهء چوپانيان در تبريز به انجام رسيد ( 758 ه . ) مىنويسند كه « چهار صد قطار استر و هزار قطار شتر نقد و جواهر آبدار از رمال اشرف نصيب خان شد . » - نادر ميرزا ، تاريخ و جغرافى دار السّلطنهء تبريز ، چاپ غلامرضا طباطبايى مجد ، ص 401 . و در همين مورد گفتند :ديدى كه چه كرد اشرف خر ؟ * او مظلمه برد و ديگرى زر( 2 ) . ق : كليدى بيك خان . ( 3 ) . در متن هجدهمين نظر از قلم افتاده است . ( 4 ) . متن : كيخاى توى .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3892 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى