تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3891

مساهمون:

ص٣٨٩١
چهار سال توران زمين پادشاهى نداشت و به سياست و تدبير امير قراچار نويان - با وجود آنكه اوگتاى قاآن نيز وفات يافته بود - مطلقا خللى در آن ولايت به ظهور نرسيد . و اين حال از رهگذر اطاعت لشكر مغول است به سلاطين ؛ چه ، هيچ قومى در اطاعت و فرمانبردارى سلاطين خود مانند مغول نمىباشند . و چون فرزندان چنگيز خان زياده از آنند كه حصر ايشان توان نمود ، ما مجمل اولاد چهار پسران او را كه به سلطنت رسيدند در اينجا ذكر مىكنيم تا در وقت تفصيل وقايع سال‌به‌سال مطالعه كنندهء اين تاريخ داند كه هريكى از اين سلاطين از نسل كدام پسرانند . اكنون ببايد دانست كه خانانى كه در الوغ يورت ، يعنى در پايتخت چنگيز خان - كه عبارت از كلورآن و قراقروم است و به اردو باليغ مشهور - پادشاهى كرده‌اند ، دوازده نفرند « 1 » بدين تفصيل : اوّل اوگتاى قاآن ؛ دويم گيوك خان بن اوگتاى قاآن ؛ سيم منگوقاآن پسر تولوى خان ؛ چهارم قوبيلاى خان ؛ پنجم تيمور قاآن پسر جتمكين بن قوبيلاى خان ؛ ششم انو شيروان دارا قاآن ؛ هفتم تيمور قاآن ؛ هشتم يسودار قاآن ؛ دهم « 2 » اليك قاآن ؛ يازدهم ايلچى تيمور قاآن ؛ دوازدهم تايزى [ بن تولك ] كه در عهد سلطنت صاحبقران به قلماق رفت و به خانى بنشست و بعد از اندك روزى وى را بيرون كردند . و چون پيشتر از اين تنغور خروج كرده تخت ختاى را از دست قاآن بازگرفته بود ، همين يورت اصلى كه قراقروم و قلماق است به ايشان مانده بود . و الحال چون امراى ايران قوّت يافتند آن را نيز از دست ايشان گرفته در تصرّف خود درآوردند . امّا پادشاهانى كه از نسل چنگيز خان تا زمان حضرت صاحبقران در دشت قپچاق سلطنت كرده‌اند سى و دو نفرند : اوّل جوچى ، كه به حكم پدر ولايت خوارزم و دشت خزر و بلغار « 3 » و آلان و آن حدود تمام به دو تعلّق داشت ؛ دويم باتو پسر جوچى ، كه به حكم اوگتاى قاآن در دشت قپچاق بر تخت حكومت نشست ؛ سيم بركه خان برادر او ؛ چهارم صاين خان « 4 » ؛ پنجم صنومنگه ؛ ششم قوقيا خان ؛ هفتم اوزبك خان ؛ هشتم جانى بيگ خان كه چون بر تخت خانى قرار گرفت [ 284 ب ] بعد از ضبط و نسق آن ولايت با لشكرى بسيار از راه دربند متوجّه تبريز شد و در آن زمان از نسل چنگيز خان بر تخت سلطنت ايران هيچ پادشاهى نبود و تخت تبريز
هامش
( 1 ) . خواندمير اسامى نوزده نفر را به عنوان جانشينان چنگيز خان معرفى كرده است . - حبيب السير ، جزء اوّل ج 3 ، ص 73 . ( 2 ) . در متن نهمين نفر از قلم افتاده است . ( 3 ) . اين شهر بلغار را كه اكثر سكنهء آن مسلمان و در نزديكى غازان حاليه در روسيهء مركزى بوده ، نبايد با بلغارستان امروزى اشتباه كرد . - تعليقهء شادروان عباس اقبال بر تاريخ مغول ، ص 109 . ( 4 ) . صاين خان لقب باتو است و در زبان مغولى به معناى خوب و نيكو آمده است .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3891 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى