تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3858

مساهمون:

ص٣٨٥٨
عزّ الدين گفت : « اگر عنايت پادشاه روى زمين به حال اين بنده باشد ، من در اندك زمان هرات را آن‌چنان معمور و آبادان سازم كه همه بازگويند كه بهتر از اوّل است ، و مع هذا هر سال دو هزار جامهء خوب به اقسام رنگ‌ها كه در اين هوا خوب نمىآيند و در هواى خراسان بسيار صاف و پاكيزه مىشوند ، به خزانهء عامره مىرسانم . » قاآن چون اين حكايت از عزّ الدّين شنيد ، او را به نوازش‌هاى پادشاهانه سرافراز ساخت و با پنجاه تن ديگر از اهل هرات روانهء خراسان گردانيد ، و يرليغى به او داده كه از اطراف و جوانب ولايت خراسان مردم را جمع آورده و هرات را معمور سازد « 1 » ، و تولو را به داورغگى و قستاى « 2 » را به شحنگى هرات همراه عزّ الدّين فرستاد . و چون عزّ الدّين به خراسان آمد ، در عرض يك سال آن‌چنان شهر هرات را معمور و آبادان ساخت كه رشك بلاد عالم گشت .
هامش
است كه چون خان مغول از اطرافيان مصلح پرسيد كه از رعايا و اسارى آن ولايت ( هرات ) كدام طايفه را نامزد گردانيم ؟ امرا عرضه داشتند كه از جامه‌بافان هرات هزار خانه‌وار در بيش باليغ ساكنند ، ايشان را بفرستيم . امير عز الدين مقدم هروى را كه در كفايت و رياست مهارت تمام داشت نزد پادشاه اوگتاى آوردند و گفتند اين آن‌كس است كه پيش از فتح هرات بار اول ، به 2 روز و با دويست جامه باف هريك با ده تا جامهء قيمتى از هرات بيرون آمد و از شاهزاده تولوى خان امان خواست . . . او را تعيين كنيم و امارت ولايت هرات به دو مفوض گردانيم . پادشاه اوگتاى فرمود كه امير عز الدين مقدم با صد بنه‌وار مردم هروى به شهر هرات رود . . . - تاريخ‌نامهء هرات ، چاپ محمد زبير صديقى ، ص 106 . ( 1 ) . سيفى مىنويسد « به حكم يرليغ پادشاه عادل قاآن . . . عبد الملك يزدوئى و محمود حسن فراش و محمّد دايه و پهلوانشاه وره‌اى و فخر الدّين عمادى و مبارز نقاط خنبه‌اى و سعيد بادغيسى و محمود بيك فوشنجى از تركستان متوجه شهر هرات شدند » - تاريخ‌نامهء هرات ، ص 109 . ( 2 ) . متن : منگاى . مطابق تاريخ‌نامهء هرات ، ( ص 114 ) اصلاح شد . ميرخواند او را قرليغ ( خرليغ ) ناميده است .