تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3816

مساهمون:

ص٣٨١٦
باشد كه هريكى از بندگان درگاه را كما هو حقّه مىشناخته باشد و هركس را رتبهء او نزد آن حضرت مىدانسته باشد تا بر وفق اشارت او هركس را خدمتى لايق نموده آيد و كسى بر بندگان دولت زياده تحكّمى نتوانند كرد . » و چون اين عريضه به خدمت قاآن رسيد بسيار تحسين نمود و اين معنى را بر نهايت عقل و كاردانى قتلغ سلطان حمل كرد و امتان آقا را كه تمام الوس مغول را چنانچه بايد مىشناخت و مىدانست كه كدام از استخوان مغول‌اند و كدام جماعتىاند كه مغولان آنها را از ولايات اسير كرده در ميان خود آورده‌اند و معتبر ساخته‌اند و كدام جماعت‌اند كه به ارادهء خود از ديار خود آمده ملازمت سلاطين مغول را اختيار نموده‌اند ، او را به شحنگى كرمان نامزد فرمود و او را همراه خواجه فخر الدّين تاج الدّوله ، كه ايلچى قتلغ سلطان بود ، به سعى امتان آقا بروجه دولتخواه صورت يافت . اتّفاقا وى بعد از فوت قتلغ سلطان به كرمان رسيد . و قتلغ سلطان با آن‌همه مكر و حيله به هيچ حيله مرگ را از خود دفع نتوانست نمود . فوت او در روز پنج‌شنبه يازدهم ماه ذيحجّه سال ششصد و بيست و دويم بود از رحلت خير البشر . و وى در آخر عمر [ از ] قتلغ تركان ، كه كنيزكى بود خورشيدپيكر از تخمهء سلاطين قراختاى و او را بازرگانى به اصفهان آورده بود به خواجه سعد الدّين معمّر فروخته بود و در وقتى كه سلطان غياث الدّين پير شاه بن سلطان محمّد خوارزمشاه در اصفهان مىبود تعريف آن كنيزك شنيده او را از خواجه سعد الدّين خريد ، و چون بر حسن صورت و خوبى سيرت او اطّلاع يافت و با وجود كوچكى سال نهايت عقل و فراست داشت و هنوز دست مردى به وى نرسيده بود ، سلطان غياث الدّين او را آزاد كرده به عقد نكاح خود درآورد ، و بعد از كشته شدن غياث الدّين در كرمان آن را قتلغ سلطان به حبالهء نكاح خود به مهر بيست هزار دينار درآورد و در مدت حكومت قتلغ سلطان در كرمان [ كه ] يازده سال بود ، از وى چهار دختر و يك پسر - كه خاتون حرم قتلغ سلطان خواهىنخواهى او را به پسرى قتلغ سلطان برآورده بود ؛ چنانچه تفصيل آن بعد از اين مذكور مىشود - مانده . يك دختر او را سويج تركان مىگفتند ( او را نامزد اردوى چغتاى خان كرده بود . ) « 1 » و دختر ديگرش [ را ] ياقوت تركان گفتندى كه او را به اتابك يزد ، قطب الدّين محمود شاه داده بود . و دختر سيم او خان تركان ، كه به برادرزاده خود ، قطب الدّين كه ولى عهد او بود ، داده بود . و چهارم مريم تركان بود كه او را به محيى الدّين امير سام نبيرهء اتابك يزد داده بود . و قبر قتلغ سلطان در بيرون شهر در موضعى كه در تركاباد بنا كرده واقع است . و امّا احوال
هامش
( 1 ) . م : ندارد .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3816 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى