ذكر وقايع سال ششصد و بيست و يكم از رحلت خير البشر « 1 »
در اوايل اين سال ملك كامل لشكر بسيار جمع آورده به قصد جنگ پادشاه روم بيرون آمده ، و صاحب « 2 » خادم را پيش از خود فرستاد . و چون وصاب خادم كه به شجاعت اشتهار داشت ، در برابر سپاه روم رسيد ، بعد از جنگ بسيار طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد و وصاب خادم در دست روميان گرفتار شد . ملك كامل چون اين خبر شنيد از همانجا بازگشته به دمشق رفت .
و هم در اين سال بدر الدّين لؤلؤ بر ولايت موصل استيلا يافت .
و هم در اين سال در بغداد عمارت مدرسهاى كه مستنصر باللّه عباسى بنا فرموده بود و الحال [ به ] مدرسهء مستنصريه شهرت دارد ، به اتمام رسيد . و الحقّ آن مدرسهاى است كه به اتّفاق اهل تواريخ مثل آن مدرسه در هيچ موضعى از مواضع ربع مسكون بنا نشده . همانا اگر مدرسهء سلطان حسن پسر ملك ناصر محمّد بن قلاون كه در سال هفتصد و شصتم از هجرت در مصر بنا شده به اتمام مىرسيد ، به اتّفاق عقلا بهتر از مدرسهء مستنصريه مىشد . امّا چون به اتمام نرسيده الحال در ربع مسكون مانند مستنصريّه مدرسهاى نيست . بعد از اتمام عمارت ، مستنصر باللّه آن را بر چهار مذهب وقف نمود ، و از هرمذهبى شصت و دو طالب علم را كه به تحصيل علم فقه و ساير علوم دينى اشتغال داشتند ، موظّف گردانيد . و چهار نفر از براى اعاده و تكرار سبق ايشان مقرّر ساخت و يك مدرّس ؛ چنانچه تدريس شافعيّه به شيخ محى الدّين ابو عبد الله [ 260 ب ] بن فضلان داد ، و تدريس حنفيّه بر رشيد الدّين ابو الحفص عمر بن محمّد
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .
( 2 ) . النجوم الزهراة : صواب خادم - ج 6 ، ص 283 .