تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3813

مساهمون:

ص٣٨١٣

ذكر وقايع سال ششصد و بيستم از رحلت خير البشر « 1 »

در اين سال ميانهء توقولقو چربى ، كه اوگتاى او را بعد از مراجعت از ختاى در آن نواحى گذاشته بود ، و ميانهء ختاييان جنگى بزرگ واقع شد ، چنانچه در جنگ بعد از تردّد بسيار سپاه مغول طاقت مقاومت نياورده روى به هزيمت نهادند ، و توقولقو نيز چند منزل پست‌تر نشسته ايلچى به قاآن فرستاد و مدد خواست . قاآن فرمود تا لشكرى بسيار به مدد اورود . و چون ميان پادشاهان ماچين [ كه مغولان آن را ننگياس خوانند ] « 2 » و ختاى دشمنى ديرينه بود ، قاآن به سلاطين ماچين يرليغ فرستاد تا ايشان در مقام امداد شده از آن سو درآيند و سپاه مغول از اين جانب شهر نانگينگ را محاصره نموده دمار از روزگار ختاييان برآورند . ماچينيان بنا به فرموده عمل نموده لشكر بسيار از آن طرف فرستادند و لشكر مغول از طرف ديگر روى به ختاييان آوردند . ختاييان اين نوبت شكست يافته پناه به شهر نانگينگ بردند و لشكر مغول و ماچينيان از دو طرف شهر را محاصره نموده كار به آنجا رسانيدند كه بر امراى ختا محقّق شد كه شهر را خواهند گرفت . بنابراين ، با يكديگر گفتند كه اگر حقيقت حال را به پادشاه خود آلتان خان بازگوئيم چون او بسيار ضعيف‌دل است البتّه از بيم هلاك خواهد شد . بنابراين ، اين معنى را از وى پنهان مىداشتند و او خود مطلقا از اين حالت خبر نداشت و با زنان و كنيزان به عيش و عشرت اشتغال داشت ، تا آنكه اين معنى در حرم او ظاهر شد و اهل حرم از ترس استيلاى مغول گريه و زارى مىكردند . آلتان خان چون گريه و زارى حرمان خود را ديد از ايشان پرسيد كه « سبب گريه و زارى
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . جامع التواريخ ( چاپ محمّد روشن / 1 : 645 ) .