تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3815

مساهمون:

ص٣٨١٥
از خواص خود گريخته به جنگل رفت ، و به حكم سلطان زياده از هشتصد نفر بر در سراپرده به سياست رسيدند . و بعد از فتح قلعهء كاليور ، ضياء الدّين محمّد جنيدى را سپهسالار آن قلعه گردانيد و رشيد الدّين على را به كوتوالى آن قلعه نامزد فرمود ، و صاحب طبقات ناصرى منهاج السراج جوزجانى را [ به امر ] قضا و خطابت و امامت و احتساب تعيين نمود . و در ماه ربيع الأول اين سال از پاى قلعهء كاليور كوچ كرده عنان عزيمت به صوب دهلى منعطف داشت . و در همين سال لشكرى نامزد مالوه نمود و قلعهء بيلسان را بگرفت و بتخانه‌اى كه در مدّت سيصد سال عمارت او به اتمام رسيده بود و بلندى ديوارهاى او از هرجانب زياده از صد گز بود و چندان عمارت داشت كه قلم از تحرير آن عاجز است ، خراب كردند و تمثال بكر ماجد را كه پادشاه اجين بود و از عهد او تا به آن تاريخ - چنانچه از طبقات ناصرى ظاهر مىشود - يك هزار و سيصد و شانزده سال گذشته بود ، با چندين تمثال‌هاى ديگر و بت‌ها كه از برنج ريخته مهاكل برداشته به دهلى آوردند . از جمله وقايع اين سال آنكه در آخر اين سال قتلغ سلطان ، حاكم كرمان ، ششصد و سى نفر همراه ايلچى به درگاه قاآن فرستاد . و تحفه [ اى ] كه جهت قاآن فرستاده بود قدرى قرباس و چند سر شتر بود . با وجود اين حال فرستادگان را مبالغه نمود كه نوعى كنيد كه شتران زنده به آنجا نرسند ، بلكه داغ شتران را به آنجا برده باشند تا آنكه پادشاهان مغول دانند كه رسيدن شتر بدان ولايت ممكن نيست . و اين نيز يكى از حيله‌هاى قتلغ سلطان بوده كه در باب محافظت كرمان به ظهور رسانيده . و خلاصهء عريضه‌اى كه قتلغ سلطان به خدمت قاآن فرستاده بود ، به نوعى كه از تواريخ معتبره ظاهر مىشود اين بود كه « چون از آن حضرت هميشه متعاقب يكديگر ايلچيان وارد مىشود و اين دولتخواه بنابر اخلاصى كه به آن درگاه دارم هريكى را آنچه از دست برمىآيد در خدمتكارى تقصير نمىكند . امّا چون اين بنده بر كماهى احوال باريافتگان آن درگاه اطّلاع ندارد ، بسيار باشد كه از آن دولتسرا اميرى بزرگ كه آثار بندگى و دولتخواهى او در آن دولت بسيار باشد به اينجا رسد ، و ما بنابر عدم اطّلاع بر حالت و تقرّب او ، چنانچه لايق او باشد خدمتى نكرده باشيم و شرايط تعظيم و تكريم او چنانچه وى را سزد ، به جاى نياورده ، و گاه باشد كه عكس اين صورت روى نمايد [ 259 ب ] يعنى جماعتى بىنسبت خود را برتراشيده و به تزوير و مكر و حيلهء آن تمنّايى حاصل كرده و اينجا به بىحيايى و شلتاق و تيززبانى تحكّمات نالايق و اعتراضات ناموجّه مىكنند ، و آنچه زياده از رتبهء ايشان است مطالبه مىنمايند . بنابراين ، ملتمس آن است كه شحنه‌اى كه نامزد اين ولايت مىشود بايد كه مردى