تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1503

مساهمون:

ص١٥٠٣
مجموعه‌هاى داستانى جديد . . . موضوعى كه پيش از پرداختن بداستانها بايد درينجا مطرح كرد ، ادامهء سنت « قصه‌خوانى » است درين عهد . توضيح آنكه دستگاههاى سلطنت و امارت و خاندانهاى اشراف و متمكنان اين دوره وابستگانى داشتند كه شغلشان حكايت كردن داستانها در مجلسهاى انس روزانه و شبانه و يا جمع آوردن و نگهداشتن داستانهاى مكتوب پيشين و خواندن آنها در همان مجلسها بوده است . بچنين كسانى عنوان « قصه‌خوان » و گاه دفترخوان داده مىشد « 1 » . ميرزا غياث الدين على ملقب به نقيب خان از مقربان جلال الدين اكبر پادشاه براى او « تواريخ و قصص و حكايات و افسانه‌هاى فارسى و هندى » را مىخواند « 2 » و ميرزا غازى ترخان والى تته ( سند ) و حاكم قندهار ( م 1021 ه ) كه پيش ازين چند بار بنام او اشاره شده در خدمت خود كسانى مثل ملا اسد قصه‌خوان و مير عبد الباقى قصه‌خوان را نگهدارى مىكرد « 3 » ؛ و نيز كسان ديگرى از قبيل ملا عبد الرشيد قصه‌خوان و مولانا حيدر قصه‌خوان و مولانا محمد خورشيد اصفهانى قصه‌خوان و برادرش مولانا فتحى شاهنامه‌خوان « 4 » در همين دوره در شمار مشاهير اهل ادب و منتسب بدربارها و درگاههاى رجال عهد بوده‌اند . اين كسان كه نام برده‌ام مردمى فاضل و شاعر و آگاه از ادب و دانش بوده‌اند و گاه در يك خاندان چند تن اين شغل قصه‌خوانى و شاهنامه‌خوانى را بر عهده داشتند مثلا مولانا محمد خورشيد قصه‌خوان برادر مولانا فتحى بيك شاهنامه‌خوان و مولانا حيدر قصه‌خوان بود و اين مولانا حيدر قصه‌خوان پدر اسد
هامش
( 1 ) - بنگريد بمقدمهء ج 2 دارابنامهء طرسوسى صفحهء بيست و نيز بمقدمهء دارابنامهء بيغمى و تعليقات نگارندهء اين سطرها بر آن در پايان جلد دوم . ( 2 ) - تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 2 ، ص 390 . ( 3 ) - تذكرهء ميخانه ، تهران 1340 ، ص 598 و 605 . ( 4 ) - در مقالات الشعرا ص 928 مرحوم حسام الدين راشدى رحمه الله نام او را همراه شرحى آورده به آنجا بنگريد . ( 5 ) - عالم‌آراى عباسى ص 191 .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1503 | ذبيح الله صفا